داستانک «هفتسین سرباز»
هفتسین سرباز
سی بهار گذشت. وقت بازگشت به خانه شد. دلش مثل سیر و سرکه میجوشید. پرچم سبز و سفید و سرخ را روی تابوتش کشیدند.
فرزانه فراهانی
18 آوریل 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
داستانک « غریب»
غریب
وقتی در سیاهی شب، زیر سینهکش دیوارها پیِ خانهای میگشت که در به رویش باز کنند، به جملههایی فکر کرد که از روی نامه، برای مردم شهر خوانده بود:
« من، برادر، پسر عمو و مطمئنترین فرد خانواده...
14 آوریل 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
داستانک «شرایط نامساعد جوّی»
شرایط نامساعد جوّی
این، سومین کشوری است که برج مراقبتش، اجازهی فرود نمیدهد.
وعدهی فرش قرمز رژیمشان را هم به لیست خوشباوریهاشان اضافه میکنند، سرنشینان اسرائیلی هواپیما.
سمیه فتحی
14 آوریل 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
کارت تبریک عید
کارت تبریک عید
از: تهران، خیابان ۱۵ خرداد، خیابان پامنار، کوچه حجازی، پ ۷، شیرخوارگاه حافظ، آرزو امیدیان، ۹ساله.
به: مامان و بابا.
فاطمه شایان پویا
12 آوریل 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
روایتی از روز عید فطر
صبحهای عید فطر همیشه برایم خاطرهانگیز است. بچه که بودیم با خوشحالی از خواب بیدار میشدیم. دست و صورتمان را میشستیم. به همدیگر تبریک میگفتیم. مادر به همه شکلات میداد: عیدتون رو شیرین شروع کنید. آ...
10 آوریل 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
روایت «گرز داریم تا گرز»
امسال جناب فردوسی سفرهاش را پهن کرده بود درست وسط حیاط پر گل و بلبل بانوی فرهنگ! تابستان و زمستان هم، در خانهاش برای اهالی نوشتن، باز بود.
از انتهای پادشاهی جمشید سفره را چید تا رسید به ضحاک ماردو...
8 آوریل 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
داستان «خورشید پشت کوهها»
نام داستان: خورشید پشت کوهها
نویسنده: سمیه حیدری
من ونجف آن شب مهمان خانهی عمو بایرام بودیم. ترس خواب را از چشمهایمان گرفته بود. با تمام تاریکی شب، صورت نجف، مشخص بود وابروهای پ...
8 آوریل 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
داستانک با حال و هوای ماه مبارک رمضان
از زیر ماشین سر خورد و بیرون آمد. لباسش را تکاند. الله اکبر را که شنید، بیدرنگ چند تخمهی ژاپنی از جیبش بیرون آورد. با دستهای سیاه شکست و پوستشان را در جیب دیگرش ریخت. ماشین بعدی روی چال بود.
_ بدو...
8 آوریل 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ