روایتی از روز عید فطر
صبحهای عید فطر همیشه برایم خاطرهانگیز است. بچه که بودیم با خوشحالی از خواب بیدار میشدیم. دست و صورتمان را میشستیم. به همدیگر تبریک میگفتیم. مادر به همه شکلات میداد: عیدتون رو شیرین شروع کنید. آ...
10 آوریل 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
روایت «گرز داریم تا گرز»
امسال جناب فردوسی سفرهاش را پهن کرده بود درست وسط حیاط پر گل و بلبل بانوی فرهنگ! تابستان و زمستان هم، در خانهاش برای اهالی نوشتن، باز بود.
از انتهای پادشاهی جمشید سفره را چید تا رسید به ضحاک ماردو...
8 آوریل 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
داستان «خورشید پشت کوهها»
نام داستان: خورشید پشت کوهها
نویسنده: سمیه حیدری
من ونجف آن شب مهمان خانهی عمو بایرام بودیم. ترس خواب را از چشمهایمان گرفته بود. با تمام تاریکی شب، صورت نجف، مشخص بود وابروهای پ...
8 آوریل 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
داستانک با حال و هوای ماه مبارک رمضان
از زیر ماشین سر خورد و بیرون آمد. لباسش را تکاند. الله اکبر را که شنید، بیدرنگ چند تخمهی ژاپنی از جیبش بیرون آورد. با دستهای سیاه شکست و پوستشان را در جیب دیگرش ریخت. ماشین بعدی روی چال بود.
_ بدو...
8 آوریل 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
روایت «ما که غریبه نیستیم»؛ ویژه روز قدس
با وسواس برنج زعفرانی را آماده میکرد که مثلا بگوید سر گرم کار است و اصلا عین خیالش نیست.کنارش نشستم ویک قاشق زرشک روی زعفران ها ریختم. درد دلش باز شد که «خسته شدم از این همه وقت و بیوقت رفتناش.از ش...
6 آوریل 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
روایت «قدس نمیای؟»
تلویزیون را مثل رادیو گوش میکنم و مشغول هم زدن فرنیام که صدای زنگ گوشی از داخل اتاق بلند میشود. نه فرنی را میشود ول کرد نه تلفنی که یک بند زنگ میخورد و الان بچهها را بیدار میکند.
زندگی پس از...
6 آوریل 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
اسرائیل باید محو شود
دخترک با پاککنش افتاده بود به جان نقشهی روی دیوار. از تلویزیون، صدای امام بلند بود:
«اسرائیل باید محو شود.»
زهرا مقدس زاده
5 آوریل 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
داستانک «تنگ ماهی»
نوروز نهم
دختر لب های تبدارش را به تنگ ماهی قرمز چسباند. چیزی به افطار نمانده بود.
زهرا غیاثآبادی
4 آوریل 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ