داستانک «پشت سیمخاردار نفس»
پشت سیمخاردار نفس
همان روزهای اول جنگ، برای کمک به مردم غزه، گردنبندش را بیرون آورد و تویِ کیفش گذاشت تا در اولین فرصت هدیه کند. هنوز آنجاست.
طاهره درستکار
16 می 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
روایت «نشانی»
محمود دولت آبادی در کتاب کلیدرش از زبان یکی از شخصیت ها میگوید : مثل ابن است که از هر چیز دنیا ، یک شکل خاصش ، در یک موقع معین ،در خاطر آدم می ماند و در مغزش حک میشود. تو شاید آفتاب را هر روز ببینی و ...
13 می 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
من باید بروم نمایشگاه…
از آخرین باری که نمایشگاه کتاب رفتم سال ها میگذرد. یادم است با کلی دبدبه و کبکبه در شهر آفتاب برگزار شده بود. اصلا حال و هوای مصلی را نداشت؛ مخصوصا آن دکّههای دستشویی شلوغ و مزخرفش. امان از آن ظل آف...
13 می 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
«قصهی رودروایسی با فروشندگان رزمنده»
مرد یک نگاه به چادر مشکی میکند، یک نگاه به لباسهای زرشکیام و یک نگاه هم به میلک شیک نوتلایی که نی صورتی رنگ دارد. هضمش سخت است کسی با این قد و قواره و با آن پوشش زرد عینکش ادعای راوی جنگ کند ولی خب...
13 می 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
داستانک «پیرو»
پیرو
چاهکن در خرج خانه وامانده بود. از طرف بنیعباس پیغام فرستاده بودند که بیاید و برایشان چاه بکند. وسوسهی سکههای دستمزد، نمیگذاشت بر تردیدش غلبه کند. راه افتاد سوی خانهی امام.
کلمهها نرم...
3 می 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
داستانک «جایزه»
جایزه
معلم دیگر جلوی نمرهی «عالی» مقداد ستاره نچسباند. با خودکار نقاشی کشید. پرچم مقاومت غرورآفرینتر بود.
زهره باغستانی میبدی
1 می 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
داستانک «حق نوشت» ؛ به مناسبت روز معلم
حق نوشت
معلم دفتر مشق پسرک را نگاه کرد: «فلسطین پر از غم است، اما همیشه هوا عبری نمی ماند.»
لبخند زد. صحیحترین غلط املا میدرخشید.
زهره باغستانی میبدی
1 می 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
داستانک «بی قرار»
بیقرار
سرش را پایین انداخت، وقتی گفتم نرو. ساک لباسش را پر کرد، وقتی اشک در چشمهایم موج برداشت.
رفت. قابله آمد.
خرمشهر اشغال شده بود.
مولود توکلی
#دهم_اردیبهشت_۱۳۶۱
#آغاز_عملیات_بیتالم...
29 آوریل 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ