بررسی داستان کوچک «عقاید یک دلقک»
«عقاید یک دلقک»
این طرف خیابان، یک نفر با پیراهن مشکی، بالای سکو ایستاده بود و به انگلیسی مداحی میکرد. آن طرف خیابان، کارناوال بیصدا ایستاده بود. رنگ مشکی، از دور چشم دلقکها، شُره کرده بود روی ...
13 آگوست 2022
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
داستان کوچک «سوغات»
«سوغات»
زن، روسری کهنه را به گوشهای پرتاب کرد و ابرو در هم کشید.
مرد خون روی گوشوارهها را خراشید و گفت: دلخور نشو جان دلم! اینها هم هست…
(اثر معصومه مرادیان)
7 آگوست 2022
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
داستان کوچک «گوشواره»
«گوشواره»
دخترک بستنی به دست به خانه میرفت. در کوچه کسی نبود.
-اگر گوشوارههات رو ندی، خودم از گوشهات میکَنم.
-تو شمری؟
مرد سرش را پایین انداخت و رفت.
(مصطفی خدامی، رزن)
7 آگوست 2022
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
داستان کوچک «به خاطر بچهها»
«به خاطر بچهها»کاش میشد سر جایمان بمانیم. بیفایده است. بیاختیار به پارگی مشک هجوم میبریم و سرازیر میشویم روی خاک تشنه کربلا.(اثر نیلوفر مالک)
6 آگوست 2022
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
داستان کوچک «جوشن کبیر»
«جوشن کبیر»
خون، خاک را به تنم چسبانده است. شرم توی سرم میچرخد و اشکم را در میآورد. من تنها به یک دلیل خلق شدهام و آن لحظهای که باید، هیچ کاری از دستم برنیامده بود. این چندمین جاست که این مرد ...
6 آگوست 2022
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
داستان کوچک «بیگناه»
رجز نخواند. گریه کرد.
گفتند حریف میطلبد.
(اثر مولود توکلی، اراک)
5 آگوست 2022
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
داستان کوچک «لبیک»
«لبیک»
پدر پرسید: هل من ناصر؟
پسر جواب داد: یک تیر سهشعبه از تو کم خواهد کرد.
(فرزانه فراهانی، تهران)
5 آگوست 2022
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
بررسی سه داستان کوچک عاشورایی
در ایام سوگواری سالار شهیدان در ستون قند و نقد به تحلیل بعضی از داستانهای کوچک دومین جلد کتاب "ده" خواهیم پرداخت.
به این سه داستان دقت کنید:
«طلوع بیغروب»
یک، دو، سه...
خونها روی ...
31 جولای 2022
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ