مجموعه داستانک های #عزیزم_حسین(ع)
مجموعه داستانک #عزیزم_حسین(ع)
روایت خادمان کوچک حضرت اباعبداللهالحسین علیهالسلام
حسینیه را سیاهپوش کردند. بساط چای و سماور هیئت را به راه انداختند. صوت و مداح هم آماده بودند.
صاحبان عزا اینبا...
5 سپتامبر 2023
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
داستانک «آهنگر»
آهنگر
-خدا را شکر امروز دکانمان رونقی گرفت که هرگز در این سیزده سال آهنگری ندیده بودم. حسابی کارمان گرفته است ماریه!
-الحمدلله، لابد به خاطر باران فراوانی است که امسال بارید و کشت و کار را زیاد کرد....
6 آگوست 2023
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
داستانک «مسابقه»
مسابقه
سعید بن عبدالله میدانست این مسابقه با هر چه که قبلا دیده فرق میکند، اینجا برنده کسی است که بیشتر تیر بخورد، پس تا آخرین نفس، خودش را سپر اباعبدالله کرد.
فاطمه اکبری اصل
(مجموعه داستانک...
5 آگوست 2023
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
پژواک حسین…
قطعنامه
آب را هم تحریم کردند. تنها گزینهی روی میزشان جنگ بود.
سیده مریم موسوی روشن
(مجموعه داستانکهای عاشورایی ده)
پژواک حسین
دو دهه از عاشورا گذشته بود، اما مادربزرگ ناشنوایم با صدای سینه...
4 آگوست 2023
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
پیچیده شمیم ات همه جا ای تن بی سر
نوه پیامبر
نیزههای شکسته، شمشیرهای شکسته، سنگهای ریز و درشت و چوبهای شکسته را کنار زد. به تیرهایی رسید که به تن نشسته بود. از بالای گودال، دوستش را صدا زد.
-اسحاق! بیا. بگذر از این کار.
یک به ی...
31 جولای 2023
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
ده جام عطش، تقدیم به ماه بنیهاشم
برادرانه
دستی که پدر در دست برادرش گذاشت روز رفتن، به ضرب شمشیر از تن جدا شد، اما از دست برادر نه.
زینب دهباشی
(مجموعه داستانهای کوتاه کوتاه، دومین سوگواره عاشورایی ده)
جوشنِ کبیر
خون، خاک ر...
26 جولای 2023
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ