جستجو برای:
سبد خرید 0
  • خانه
  • درباره ما
    • اهداف بانوی فرهنگ
    • تاریخچه بانوی فرهنگ
  • اخبار
    • گزارش نشست
    • اخبار و رویدادها
  • یادداشت
  • قفسه کتاب
  • پایگاه نقد
    • نقد داستان کوچک (قندونقد)
    • نقد داستان کوتاه
  • دفتر داستان
    • داستان
    • داستانک
    • ناداستان
  • یک لقمه ادبیات
  • نویسندگان
    • معرفی نویسنده
    • نویسندگان بانوی فرهنگ
  • حلقه فانتزی
  • نگارخانه
    • عکس
    • آوا
    • نما
  • پادکست
  • بسته های آموزشی
  • تماس با ما
ورود
[suncode_otp_login_form]
گذرواژه خود را فراموش کرده اید؟
عضویت
[suncode_otp_registration_form]

داده های شخصی شما برای پشتیبانی از تجربه شما در این وب سایت، برای مدیریت دسترسی به حساب کاربری شما و برای اهداف دیگری که در سیاست حفظ حریم خصوصی ما شرح داده می شود مورد استفاده قرار می گیرد.

0
  • خانه
  • درباره ما
    • اهداف بانوی فرهنگ
    • تاریخچه بانوی فرهنگ
  • اخبار
    • گزارش نشست
    • اخبار و رویدادها
  • یادداشت
  • قفسه کتاب
  • پایگاه نقد
    • نقد داستان کوچک (قندونقد)
    • نقد داستان کوتاه
  • دفتر داستان
    • داستان
    • داستانک
    • ناداستان
  • یک لقمه ادبیات
  • نویسندگان
    • معرفی نویسنده
    • نویسندگان بانوی فرهنگ
  • حلقه فانتزی
  • نگارخانه
    • عکس
    • آوا
    • نما
  • پادکست
  • بسته های آموزشی
  • تماس با ما
ورود
  • خانه
  • درباره ما
    • اهداف بانوی فرهنگ
    • تاریخچه بانوی فرهنگ
  • اخبار
    • گزارش نشست
    • اخبار و رویدادها
  • یادداشت
  • قفسه کتاب
  • پایگاه نقد
    • نقد داستان کوچک (قندونقد)
    • نقد داستان کوتاه
  • دفتر داستان
    • داستان
    • داستانک
    • ناداستان
  • یک لقمه ادبیات
  • نویسندگان
    • معرفی نویسنده
    • نویسندگان بانوی فرهنگ
  • حلقه فانتزی
  • نگارخانه
    • عکس
    • آوا
    • نما
  • پادکست
  • بسته های آموزشی
  • تماس با ما
ورود

وبلاگ

بانوی فرهنگاخبارداستان اعضاداستانکده جام عطش، تقدیم به ماه بنی‌‌هاشم

ده جام عطش، تقدیم به ماه بنی‌‌هاشم

26 جولای 2023
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
داستانک

برادرانه
دستی که پدر در دست برادرش گذاشت روز رفتن، به ضرب شمشیر از تن جدا شد، اما از دست برادر نه.
زینب ده‌باشی
(مجموعه داستان‌های کوتاه کوتاه، دومین سوگواره‌ عاشورایی ده)

جوشنِ کبیر
خون، خاک را به تنم چسبانده است. شرم توی سرم می‌چرخد و اشکم را در می‌آورد. من تنها به یک دلیل خلق شده‌ام و آن لحظه‌ای که باید، هیچ کاری از دستم بر نیامده بود.
این چندمین جایی است که این مردِ آبله‌رو مرا به دنبال خودش می‌بَرَد. پیرمرد، دستی به شانه‌ام می‌کشد و می‌گوید: “معلومه حسابی قوی و محکم بوده ولی نه، نمی‌خرم.”
مرد جواب می‌دهد:”ارزون می‌فروشم، خیلی…”
پیرمرد من‌ را توی دستش مچاله کرده، روی زمین پرت می‌کند. بعد حرفی می‌زند که از خجالت آب می‌شوم.
“نگاه کن، تکه تکه است. این زره حتی آستین‌هاش هم قطع شده.”
زینب کردستانی
(مجموعه داستان‌های کوتاه کوتاه، دومین سوگواره‌ عاشورایی ده)

عمو(د)
عمود آمد و عمو رفت.
فرشته عسگری
(مجموعه داستان‌های کوتاه کوتاه، دومین سوگواره‌ عاشورایی ده)

ای کاش..‌
خودش را به خیمه رسانده بود. رگه‌های خون و عرق از سر و صورتش می‌چکید. مشک لبالب از آب را سرازیر کرده بود روی دستان بی‌رمق دخترک.
آخرین پود را روی تارهای دار گره می‌زنم. شانه را روی رج می‌کوبم و کلاف را جدا می‌کنم. سرم را به دار می‌چسبانم.
نقش قالی از پشت لایه‌های اشک، دیدنی‌تر می‌شود.
مولود توکلی
(مجموعه داستانک‌های عاشورایی ده)

با مشک پر آب
با مشک پر آب برگشته بود.
بچه‌ها دور و برش را گرفته بودند و جرعه جرعه فرات را می‌نوشیدند.
اول از همه، علی‌اصغر را سیراب کرده بودند.

نقاش، دلش نیامده بود، سقا را با مشک پاره کنار علقمه، نقش بر زمین بکشد…
سمیه مومنی
(مجموعه داستانک‌های عاشورایی ده)

غریب و غریبه
مرتضی پیام‌ را خواند.
“محرم شروع شد و باز عده‌ای برای دستان ابالفضل (علیه‌ السلام) گریه می‌کنند، اما از هزاران کارگر با دستان پینه‌بسته بی‌خبرند.”
چیزی ننوشت. نفرستاد. آه کشید. گوشی را توی جیبش گذاشت. فرغون و بقیه‌ وسایل کارش را شست و لباس کارش را در آورد. لباس پوشید؛ سراپا مشکی…
حیدر جهان‌کهن
(مجموعه داستانک‌های عاشورایی ده)

مشک آب
ظهر عاشورا خوشحال شد. مشک آب را به دندان گرفت. عباس با دستان بریده‌اش هم توانست آب را در تکیه، میان عزاداران امام حسین پخش کند.
امینه گل‌زاده
(مجموعه داستانک‌های عاشورایی ده)

دست‌هایش
دستانش را بریدند، نمی‌‌دانستند او بدون دست هم دنیا را تکان می‌دهد.
راضیه سلیمی
(مجموعه داستانک‌های عاشورایی ده)

سقا
رفته بود برای بچه‌های تشنه آب بیاورد. تیرها از هر طرف کنارش به زمین می‌نشست. دلش نیامد آب را به لب‌هایش نزدیک کند. با ظرف آب به سمت خانه برمی‌گشت که تیر به پیشانی‌اش خورد. برادر به سمتش دوید تا کمک کند با هم برگردند، اما دیگر نفس نمی‌کشید؛ دختربچه‌ پنج‌ساله یمنی.
سارا عرفانی
(مجموعه داستانک‌های عاشورایی ده)

دستِ خالی
دست عباسش را که می‌گرفت دلش قرص می‌شد. این بار، دست، خالی شد از دست.
مهدیه عین اللهی
(مجموعه داستان‌های کوتاه کوتاه، دومین سوگواره‌ عاشورایی ده)

برایمان بنویسید که با کدام اثر، سوز آه در وجودتان تراوید؟

برچسب ها: ابوالفضل العباسامام حسینبانوی فرهنگحضرت عباسحوزه هنریداستان کوتاهداستانکسقاعاشوراعلی اکبر علیهم السلامقصهکربلامجموعه داستانک‌های عاشورایی دهمجموعه داستان‌های کوتاه کوتاهمحرممشک آبنهر علقمه
قبلی  هفت رکعت دلدادگی برای کوچک‌ترین سرباز...
بعدی نقد داستان کوتاه «نان و جان»

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

جستجو برای:
دسته‌ها
  • اخبار
  • اخبار و رویدادها
  • بدون دسته بندی
  • پادکست
  • پایگاه نقد
  • چهارشنبه‌های آموزشی
  • حلقه فانتزی
  • داستان
  • داستان اعضا
  • داستانک
  • سه‌شنبه‌های خواندنی
  • کتابها
  • گزارش نشست
  • گفت‌وگو
  • متون کهن
  • مطالب آموزشی
  • معرفی کتاب
  • معرفی نویسنده
  • مقالات
  • ناداستان
  • نقد داستان کوتاه
  • نقد داستان کوچک (قندونقد)
  • نما
  • نویسندگان
  • یادداشت
  • یک لقمه ادبیات

باشگاه ادبی بانوی فرهنگ، به منظور هم افزایی بانوان نویسنده و علاقمندان به نویسندگی توسط چند تن از بانوان نویسنده ی کشور تشکیل شد.

© 1400. قالب طراحی شده توسط بانوی فرهنگ

برای تهیه کتابها از طریق راه های ارتباطی با ما تماس بگیرید. رد کردن

دسته بندی دوره ها
دوره های من
دسته بندی دوره ها

کتاب اعضای کانون

  • 50 دوره
دوره های من
برای مشاهده خریدهای خود باید وارد حساب کاربری خود شوید
Facebook Twitter Youtube Instagram Whatsapp
سبد خرید شما
آخرین اطلاعیه ها
لطفا برای نمایش اطلاعیه ها وارد شوید