داستانک « غریب»
غریب
وقتی در سیاهی شب، زیر سینهکش دیوارها پیِ خانهای میگشت که در به رویش باز کنند، به جملههایی فکر کرد که از روی نامه، برای مردم شهر خوانده بود:
« من، برادر، پسر عمو و مطمئنترین فرد خانواده...
14 آوریل 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
داستانک «شرایط نامساعد جوّی»
شرایط نامساعد جوّی
این، سومین کشوری است که برج مراقبتش، اجازهی فرود نمیدهد.
وعدهی فرش قرمز رژیمشان را هم به لیست خوشباوریهاشان اضافه میکنند، سرنشینان اسرائیلی هواپیما.
سمیه فتحی
14 آوریل 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
داستانک با حال و هوای ماه مبارک رمضان
از زیر ماشین سر خورد و بیرون آمد. لباسش را تکاند. الله اکبر را که شنید، بیدرنگ چند تخمهی ژاپنی از جیبش بیرون آورد. با دستهای سیاه شکست و پوستشان را در جیب دیگرش ریخت. ماشین بعدی روی چال بود.
_ بدو...
8 آوریل 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
روایت «قدس نمیای؟»
تلویزیون را مثل رادیو گوش میکنم و مشغول هم زدن فرنیام که صدای زنگ گوشی از داخل اتاق بلند میشود. نه فرنی را میشود ول کرد نه تلفنی که یک بند زنگ میخورد و الان بچهها را بیدار میکند.
زندگی پس از...
6 آوریل 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
اسرائیل باید محو شود
دخترک با پاککنش افتاده بود به جان نقشهی روی دیوار. از تلویزیون، صدای امام بلند بود:
«اسرائیل باید محو شود.»
زهرا مقدس زاده
5 آوریل 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
داستانک «تنگ ماهی»
نوروز نهم
دختر لب های تبدارش را به تنگ ماهی قرمز چسباند. چیزی به افطار نمانده بود.
زهرا غیاثآبادی
4 آوریل 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
داستانک «ارزش افزوده»
ارزش افزوده
دستپاچه شد. ثانیهها داشتند لیز میخوردند. باید قدرِ هزار ماه، زندگی میکرد.
به قلم سمیه فتحی
1 آوریل 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
داستانک «یا مقلّب القلوب»
یا مقلّب القلوب
-«بالحُجَّهِ...بالحُجَّهِ...بالحُجَّهِ...»
هنوز قرآن را روی سرش نگه داشته بود. قلبش تکان خورد.
سال جدیدش شروع شد.
به قلم هدی وثوق
1 آوریل 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ