اسرائیل باید محو شود
دخترک با پاککنش افتاده بود به جان نقشهی روی دیوار. از تلویزیون، صدای امام بلند بود:
«اسرائیل باید محو شود.»
زهرا مقدس زاده
5 آوریل 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
داستانک «تنگ ماهی»
نوروز نهم
دختر لب های تبدارش را به تنگ ماهی قرمز چسباند. چیزی به افطار نمانده بود.
زهرا غیاثآبادی
4 آوریل 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
داستانک «ارزش افزوده»
ارزش افزوده
دستپاچه شد. ثانیهها داشتند لیز میخوردند. باید قدرِ هزار ماه، زندگی میکرد.
به قلم سمیه فتحی
1 آوریل 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
داستانک «یا مقلّب القلوب»
یا مقلّب القلوب
-«بالحُجَّهِ...بالحُجَّهِ...بالحُجَّهِ...»
هنوز قرآن را روی سرش نگه داشته بود. قلبش تکان خورد.
سال جدیدش شروع شد.
به قلم هدی وثوق
1 آوریل 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
داستانک «نقشه»
نقشه
مش رحیم، دار را که چلهکشی کرد، رو به دخترها گفت: " این فقط مال شما چهارتاست، بابامجان! تار و پودش دست شما رو میبوسه تا بالا بره."
ذوق توی چشمهایشان مثل«ریزه ماهی》شنا میکرد. اهالی میدان...
1 آوریل 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
داستانک «مرد کوچک»
مرد کوچک
با دقت و حوصله، دو تا قرمزـ سفید خوشگل و سرحالش را از داخل لگن پلاستیکی نشان کرد و خرید. با دست های کوچک، قلکش را شکسته بود تا دل مادرش را شاد کند. دیشب شنیده بود که امسال برای سبزی پلوی ش...
26 مارس 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
داستانک «زندانی»
زندانی
زنگِ اول، دوم، سوم...کسی برنداشت. برای بار هفتم رفت ته صف. روز اول عید، خانه پر از مهمان بود، کسی صدای تلفن را نمیشنید.
به قلم مریم صفدری
24 مارس 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
داستانک «احسن الحال»
احسن الحال
خواست استارت بزند. رو به زن کرد و گفت:
-مطمئنی؟!
زن پلکهایش را لحظهای بست و لبخند زد. مرد داشبورد را باز کرد. عکس پیرزنی را بیرون آورد و بوسید:
-قربونت برم! حاضر باش که نوکرت داره می...
22 مارس 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ