داستانک « خانه عنکبوت»
نابودیاش فقط لحظهای طول کشید، عنکبوتی که سالها در خانهی مردم، تار تنیده بود.
مریم صفدری
کاریکاتور از حوری شادروان
20 آوریل 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
داستانک «پُل»
پُل
عکس حاج قاسم را بوسید و آن را بغل سبزهی عید گذاشت.
کنار پنجره نشست؛ روبهروی برج ایفل.
حیدر جهان کهن
20 آوریل 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
داستانک «سوغاتِ فتح»
سوغاتِ فتح
تاجر تازه از سفر برگشته بود. اول هدیهی پسرک را داد؛ عروسکی چفیه به صورت که تیر و کمانی در دست داشت.
پشت عروسک نوشته بود:
" made in Palestine."
سمیه فتحی
[video width="1920" heig...
19 آوریل 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
داستانک «هفتسین سرباز»
هفتسین سرباز
سی بهار گذشت. وقت بازگشت به خانه شد. دلش مثل سیر و سرکه میجوشید. پرچم سبز و سفید و سرخ را روی تابوتش کشیدند.
فرزانه فراهانی
18 آوریل 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
داستانک « غریب»
غریب
وقتی در سیاهی شب، زیر سینهکش دیوارها پیِ خانهای میگشت که در به رویش باز کنند، به جملههایی فکر کرد که از روی نامه، برای مردم شهر خوانده بود:
« من، برادر، پسر عمو و مطمئنترین فرد خانواده...
14 آوریل 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
داستانک «شرایط نامساعد جوّی»
شرایط نامساعد جوّی
این، سومین کشوری است که برج مراقبتش، اجازهی فرود نمیدهد.
وعدهی فرش قرمز رژیمشان را هم به لیست خوشباوریهاشان اضافه میکنند، سرنشینان اسرائیلی هواپیما.
سمیه فتحی
14 آوریل 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
داستانک با حال و هوای ماه مبارک رمضان
از زیر ماشین سر خورد و بیرون آمد. لباسش را تکاند. الله اکبر را که شنید، بیدرنگ چند تخمهی ژاپنی از جیبش بیرون آورد. با دستهای سیاه شکست و پوستشان را در جیب دیگرش ریخت. ماشین بعدی روی چال بود.
_ بدو...
8 آوریل 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
روایت «قدس نمیای؟»
تلویزیون را مثل رادیو گوش میکنم و مشغول هم زدن فرنیام که صدای زنگ گوشی از داخل اتاق بلند میشود. نه فرنی را میشود ول کرد نه تلفنی که یک بند زنگ میخورد و الان بچهها را بیدار میکند.
زندگی پس از...
6 آوریل 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ