داستانک به مناسبت رحلت امام خمینی(ره)
«روز ِ رفتن»
صدای خانم مربی بیشتر از دیروز لرزید، وقتی پشت بلندگو گفت:
« بچهها از اعماق قلبتون برای سلامتی امام دعا کنید.»
مریم بغضش شکست و نتوانست «اَمَّن یُجیب» را کامل بخواند. اما من چشمهایم ر...
3 ژوئن 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
داستانک «خواب راحت»
پتوی نازک خاکی را پهن کرد کف چادر:
_ راحت بخواب عزیزِ مامان، اینجا دیگه اَمنه.
اذان صبح که لابهلای بغض مؤذن در آسمان رَفَح پیچید، موشک همه را برده بود: پتو، چادر، مامان، عزیزِ مامان، امنیت و انسانی...
29 می 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
داستانک «پشت سیمخاردار نفس»
پشت سیمخاردار نفس
همان روزهای اول جنگ، برای کمک به مردم غزه، گردنبندش را بیرون آورد و تویِ کیفش گذاشت تا در اولین فرصت هدیه کند. هنوز آنجاست.
طاهره درستکار
16 می 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
داستانک «پیرو»
پیرو
چاهکن در خرج خانه وامانده بود. از طرف بنیعباس پیغام فرستاده بودند که بیاید و برایشان چاه بکند. وسوسهی سکههای دستمزد، نمیگذاشت بر تردیدش غلبه کند. راه افتاد سوی خانهی امام.
کلمهها نرم...
3 می 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
داستانک «جایزه»
جایزه
معلم دیگر جلوی نمرهی «عالی» مقداد ستاره نچسباند. با خودکار نقاشی کشید. پرچم مقاومت غرورآفرینتر بود.
زهره باغستانی میبدی
1 می 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
داستانک «حق نوشت» ؛ به مناسبت روز معلم
حق نوشت
معلم دفتر مشق پسرک را نگاه کرد: «فلسطین پر از غم است، اما همیشه هوا عبری نمی ماند.»
لبخند زد. صحیحترین غلط املا میدرخشید.
زهره باغستانی میبدی
1 می 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
داستانک «بی قرار»
بیقرار
سرش را پایین انداخت، وقتی گفتم نرو. ساک لباسش را پر کرد، وقتی اشک در چشمهایم موج برداشت.
رفت. قابله آمد.
خرمشهر اشغال شده بود.
مولود توکلی
#دهم_اردیبهشت_۱۳۶۱
#آغاز_عملیات_بیتالم...
29 آوریل 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
داستانک «امید» به مناسبت وفات حضرت عبدالعظیم حسنی
امید
داماد به قولش عمل نکرده، رفته بود دیار باقی.
حالا که عروس به هفتاد رسیده بود، نه پای رفتن داشت و نه مال و منال سفر؛ اما عصازنان هر شب جمعه، خودش را میرساند حرم سیدالکریم؛ دست به سینه میگذاش...
24 آوریل 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ