مجموعه داستانک عزیزم حسین(ع)
مجموعه داستانک #عزیزم_حسین(ع)
🖥 روایت خادمان کوچک حضرت اباعبداللهالحسین علیهالسلام
پسر است دیگر،
شیرخواره هم باشد، سرباز است.
داستانک از مریم خلیلی؛ رشت
[video width="1920" height="1080...
3 سپتامبر 2023
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
چند داستانک عاشورایی
عاشورای آن سال
دلش نمیخواست امام حسین (ع) به دست پدرش شهید شود. عاشورا که شد، از شب قبلش، لباس پدر را در کمد اسباببازیهایش پنهان کرده بود. خوشحال بود تعزیهی آن سال، شمرخوان نداشت.
فاطمه اکبری اص...
13 آگوست 2023
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
داستانک «زائر»
زائر
زن چشمهایش را باز کرد، کفشهایش را پوشید و موکب به موکب قدم زد. تا اینکه شب به نیمه رسید.
دور سینک را که خشک کرد، آخرین دستمال شسته را کنار لباسهای آبی و صورتی آویزان کرد و به طرف اتاق خواب ...
7 آگوست 2023
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
داستانک «آهنگر»
آهنگر
-خدا را شکر امروز دکانمان رونقی گرفت که هرگز در این سیزده سال آهنگری ندیده بودم. حسابی کارمان گرفته است ماریه!
-الحمدلله، لابد به خاطر باران فراوانی است که امسال بارید و کشت و کار را زیاد کرد....
6 آگوست 2023
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
داستانک «مسابقه»
مسابقه
سعید بن عبدالله میدانست این مسابقه با هر چه که قبلا دیده فرق میکند، اینجا برنده کسی است که بیشتر تیر بخورد، پس تا آخرین نفس، خودش را سپر اباعبدالله کرد.
فاطمه اکبری اصل
(مجموعه داستانک...
5 آگوست 2023
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
پژواک حسین…
قطعنامه
آب را هم تحریم کردند. تنها گزینهی روی میزشان جنگ بود.
سیده مریم موسوی روشن
(مجموعه داستانکهای عاشورایی ده)
پژواک حسین
دو دهه از عاشورا گذشته بود، اما مادربزرگ ناشنوایم با صدای سینه...
4 آگوست 2023
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
پیچیده شمیم ات همه جا ای تن بی سر
نوه پیامبر
نیزههای شکسته، شمشیرهای شکسته، سنگهای ریز و درشت و چوبهای شکسته را کنار زد. به تیرهایی رسید که به تن نشسته بود. از بالای گودال، دوستش را صدا زد.
-اسحاق! بیا. بگذر از این کار.
یک به ی...
31 جولای 2023
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
ده شمع سوگواری
گوشواره
دخترک بستنی به دست به خانه میرفت. در کوچه کسی نبود.
-اگر گوشوارههات رو ندی، خودم از گوشهات میکَنم.
-تو شمری؟
مرد سرش را پایین انداخت و رفت.
مصطفی خدامی
(مجموعه داستانهای کوتاه کوتاه...
30 جولای 2023
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ