جستجو برای:
سبد خرید 0
  • خانه
  • درباره ما
    • اهداف بانوی فرهنگ
    • تاریخچه بانوی فرهنگ
  • اخبار
    • گزارش نشست
    • اخبار و رویدادها
  • یادداشت
  • قفسه کتاب
  • پایگاه نقد
    • نقد داستان کوچک (قندونقد)
    • نقد داستان کوتاه
  • دفتر داستان
    • داستان
    • داستانک
    • ناداستان
  • یک لقمه ادبیات
  • نویسندگان
    • معرفی نویسنده
    • نویسندگان بانوی فرهنگ
  • حلقه فانتزی
  • نگارخانه
    • عکس
    • آوا
    • نما
  • پادکست
  • بسته های آموزشی
  • تماس با ما
ورود
[suncode_otp_login_form]
گذرواژه خود را فراموش کرده اید؟
عضویت
[suncode_otp_registration_form]

داده های شخصی شما برای پشتیبانی از تجربه شما در این وب سایت، برای مدیریت دسترسی به حساب کاربری شما و برای اهداف دیگری که در سیاست حفظ حریم خصوصی ما شرح داده می شود مورد استفاده قرار می گیرد.

0
  • خانه
  • درباره ما
    • اهداف بانوی فرهنگ
    • تاریخچه بانوی فرهنگ
  • اخبار
    • گزارش نشست
    • اخبار و رویدادها
  • یادداشت
  • قفسه کتاب
  • پایگاه نقد
    • نقد داستان کوچک (قندونقد)
    • نقد داستان کوتاه
  • دفتر داستان
    • داستان
    • داستانک
    • ناداستان
  • یک لقمه ادبیات
  • نویسندگان
    • معرفی نویسنده
    • نویسندگان بانوی فرهنگ
  • حلقه فانتزی
  • نگارخانه
    • عکس
    • آوا
    • نما
  • پادکست
  • بسته های آموزشی
  • تماس با ما
ورود
  • خانه
  • درباره ما
    • اهداف بانوی فرهنگ
    • تاریخچه بانوی فرهنگ
  • اخبار
    • گزارش نشست
    • اخبار و رویدادها
  • یادداشت
  • قفسه کتاب
  • پایگاه نقد
    • نقد داستان کوچک (قندونقد)
    • نقد داستان کوتاه
  • دفتر داستان
    • داستان
    • داستانک
    • ناداستان
  • یک لقمه ادبیات
  • نویسندگان
    • معرفی نویسنده
    • نویسندگان بانوی فرهنگ
  • حلقه فانتزی
  • نگارخانه
    • عکس
    • آوا
    • نما
  • پادکست
  • بسته های آموزشی
  • تماس با ما
ورود

وبلاگ

بانوی فرهنگاخبارمعرفی کتابمعرفی کتاب «خیاطی مادام»

معرفی کتاب «خیاطی مادام»

2 ژانویه 2023
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
معرفی کتاب

کتاب “خیاطی مادام” داستان باورهاست. داستان بازوهای توانمندی‌ست که عشق به سرزمین را پیشه خود کردند و با دمیدن روح پشتکار در عرصه تولید این کشور، صدای غرش چرخ‌دنده‌های تولید ایرانی را به گوش جهانیان رساندند.

چند سالی است که مقام معظم رهبری نام سال جدید را براساس مباحثی مرتبط با تولید داخلی و حمایت از آن انتخاب می کنند. که این نشان از اهمیت ویژه این مسئله در نظر ایشان است. مانند این جمله: “رسیدن و دست‌یافتن به پیشرفت عادلانه در اقتصاد و حلّ مشکل فقر در کشور، فقط از مسیر تقویت «تولید» می‌گذرد.”

هدی حشمتیان نویسنده این کتاب که پیش‌تر هم دستی بر ادبیات کودک و نوجوان داشته، با کنار هم چیدن داستان‌هایی از افرادی که با تکیه بر توان ملی رونق اقتصادی را به کشور هدیه کرده اند، تلاش کرده تا روحیه امید و خودباوری را به ذهن مخاطبان خود القا کند.

متن داستان‌ها ساده و روان است، به‌طوری‌که هر نوع مخاطبی را اغنا می کند. هر داستان از زاویه دید متفاوتی روایت می‌شود که هرکدام متناسب با موضوع قصه، جالب توجه و هوشمندانه است.
با خواندن این کتاب از لابه لای پارچه‌های رنگارنگ خیاط‌خانه مادام ژانت که نان ترمه‌بافان ایرانی را آجر کرده می‌گذرید و با جسارتِ دختر کردستان روبرو می‌شوید، با دل سوخته لنج ماهین همدلی می‌کنید و در نهایت سر از آزمایشگاه کوچک نیما و سارا در می‌آورید.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم:
اگر مادام شوهر دارد، شوهرش همینطوری مثل آقا جان ابا می‌کند از گفتن حرف‌های زیر بازارچه توی اندرونی. خانم‌جان همان‌طور نشسته می‌رود سمت آقا جان، چادر نماز می‌افتد رو شانه‌هایش:

-جان تاج‌الملوک اگه طوری شده بگید؟ مرگ من…

مادام همین‌طوری رگ خواب شوهرش را بلد است؟ این‌طوری مثل خانم جان بلد است لی‌لی به لالای شوهرش بگذارد و نازش را بکشد که به حرف بیاید؟ چطوری خوب است؟ مثل خانم‌جان باشم یا مادام؟

مش قاسم پاتیل برنج و خورش را می‌گذارد روی ایوان. بوی روغن حیوانی و عطر قرمه‌سبزی جا افتاده‌ی مش قاسم، دماغم را پر می‌کند، با خودم می‌گویم: ولی بوی قرمه‌سبزی یک چیز دیگری است.

آقا‌جان چشم می دوزد به پاتیل‌ها. خانم‌جان می رود جلوتر. آقاجان نرم می‌شود و به حرف می آید:

-به مش قاسم بگو مِن‌بعد هفته‌ای یه نوبت پلوخورش درست کنه. بازار کساده خانم. ترمه از چشم خلق‌الله افتاده… کوه پارچه مونده رو دست و بالمون. قبل‌ترش کلی آدم، حتی از همین تهران، می‌اومدن طاقه‌طاقه ترمه می‌بردن. حالا می‌گن پارچه‌های فرنگی کل بازار رو قبضه کرده…

چایش را سر می‌کشد. خانم‌جان هم حالا تلخ شده. آقا جان که تلخ شود، خانم‌جان هم می‌شود، عینهو قهوه مادام که تلخی‌اش عجیب به‌دلم نشسته بود.

خانم‌جان آرام می‌گوید:

-خدا بزرگه، دست و بال مردمم یکم تنگه…

-نه خانم! از قدیم گفتن مرغ همسایه غازه.

استکان را می‌گذارد به پیشانی‌اش.

-اگه این جوری پیش‌ بره، باید عروسی رو بندازیم عقب.

خانم‌جان زیرچشمی نگاهم می‌کند. می‌نشینم کنار سماور. آقاجان آخرین جرعه چایی‌اش را سر می‌کشد. خانم جان غمبرک زده. به طاقه‌های آقاجان فکر می‌کنم که کنج رَف کز کرده‌اند و لباسی که امروز مادام اندازه‌اش را گرفت و خدا می‌داند کی می‌توانم بپوشمش.

در پایان، خواندن این کتاب را به تمام کسانی‌که خواهان طلوع خورشید پیشرفت و موفقیت در سرزمین سرافراز ایران هستند توصیه می‌کنم.

این کتاب سال ۱۴۰۰ و در ۶۹ صفحه توسط انتشارات جمکران به‌زیور طبع آراسته شده است.

تهیه و تنظیم: فاطمه پرورش‌زاده

برچسب ها: آموزش نویسندگیانتشارات جمکرانبانوی فرهنگحوزه هنریخیاطی مادامداستانداستانککتاب خوبمعرفی کتابنویسندگینویسنده شوهدی حشمتیان
قبلی زن در قصه‌های شاهنامه (۱)
بعدی «قاف» کتابی که یک قهرمان واقعی در ذهن نوجوان می‌سازد

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

جستجو برای:
دسته‌ها
  • اخبار
  • اخبار و رویدادها
  • بدون دسته بندی
  • پادکست
  • پایگاه نقد
  • چهارشنبه‌های آموزشی
  • حلقه فانتزی
  • داستان
  • داستان اعضا
  • داستانک
  • سه‌شنبه‌های خواندنی
  • کتابها
  • گزارش نشست
  • گفت‌وگو
  • متون کهن
  • مطالب آموزشی
  • معرفی کتاب
  • معرفی نویسنده
  • مقالات
  • ناداستان
  • نقد داستان کوتاه
  • نقد داستان کوچک (قندونقد)
  • نما
  • نویسندگان
  • یادداشت
  • یک لقمه ادبیات

باشگاه ادبی بانوی فرهنگ، به منظور هم افزایی بانوان نویسنده و علاقمندان به نویسندگی توسط چند تن از بانوان نویسنده ی کشور تشکیل شد.

© 1400. قالب طراحی شده توسط بانوی فرهنگ

برای تهیه کتابها از طریق راه های ارتباطی با ما تماس بگیرید. رد کردن

دسته بندی دوره ها
دوره های من
دسته بندی دوره ها

کتاب اعضای کانون

  • 50 دوره
دوره های من
برای مشاهده خریدهای خود باید وارد حساب کاربری خود شوید
Facebook Twitter Youtube Instagram Whatsapp
سبد خرید شما
آخرین اطلاعیه ها
لطفا برای نمایش اطلاعیه ها وارد شوید