گزیده ای از کتاب «قصه کربلا»
عبیدالله فهمیده بود هر چقدر در کشتن مسلم دیر کند آبرویش بیشتر میرود، گفت: ببریدش بالای قصر. گردنش را بزنید و جسدش را پرت کنید پایین.
مسلم گفت: اگر بین من و تو پیوند فامیلی بود، من را نمیکشتی. همه ...
16 ژوئن 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ