«سکوی پرتاب، خانهای با پرچم سه رنگ»
توی نوجوانی عاشق خواندن بودم. کتاب خواندن نهها! دوست داشتم آواز بخوانم.(همین طور برای دلم!) هر وقت در خانه تنها میشدم یواشکی برای خودم میخواندم و با گوشی سونیاریکسونم ضبط میکردم. بعد پخش میکردم ...
10 فوریه 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
سبز و سفید و شاداب
کاغذهای a4 را به آرامترین حالت ممکن از کمد بیرون میکشم. هفت صبح است و طفل هجده ماهه اگر بیدار شود و بهانه بگیرد واویلا میشود. از یک طرف دلم شور دیر رسیدن به کلاس را باید بزند و از طرفی خون به جگر ...
10 فوریه 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ