از اولش هم مطمئن بود که ما ساداتیم!
با چشمهای مهربان و عینک تهاستکانیاش، برایمان شعرهای سعدی را میخواند. میگفت مادرش ملاباجی بوده و اینچیزها را او یادش داده است. روزهایی که از پا افتاده بود فقط کنار رحل قرآن و سرسجادهاش پیدایش می...
27 ژانویه 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ