نقد داستان کوتاه “دستان خدا”
به قلم اکرم جعفرآبادی
آقا رحیم، دستهای زمخت و آفتاب سوختهاش را زیر شیر آب حیاط گرفت و چند بار مالید. آب چرکتاب زردی از آنها درآمد. دو بار مشتهای بزرگش را پر کرد و محاسن و همه جای صورت را دست کشی...
21 آوریل 2025
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
نقد داستان کوتاه “تابلوی پنجم”
به قلم ریحانه ایزدی
-واقعا همه اینا رو خودت کشیدی؟
سرش را از روی کاغذ بالا آورد. دختری را بالای سرش دید که سارافون کرم پوشیده بود و زیر سارافونی قهوهای و شالی به رنگ قهوهای که لبه آن با گلهای کچ...
1 فوریه 2025
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ