نقد داستان کوتاه “لامی”
به قلم ریحانه ایزدی
مینویسم … من باید بنویسم… باید چیزی برای نوشتن پیدا کنم… با این اوضاع کم کم کک در جیبم لانه خواهد کرد… باید بنویسم… باید سوژه ای پیدا کنم. باید چیزی برای نوشتن این اطراف باشد. چی...
8 مارس 2025
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
نقد داستان کوتاه “اعدام رأس ساعت دو”
به قلم فاطمهسادات حسینی
اعدام! راس ساعت دو
صدای قفل کشویی در آهنی، توی گوشم میپیچد. صدا بلند است؛ آنقدر بلند که صدای ناله و فریاد زندانیان بندهای دیگر و شلاقهای پیدر پی شکنجهگران را، از توی ...
8 مارس 2025
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
نقد داستان کوتاه “وقتی که مادر باشی”
به قلم اکرم جعفرآبادی
من را ببخش خاله بلقیسجان. از من چیزی به دل نداشته باش. به همین شهیدت که کنارش خوابیدهای قسم، من هیچکاره بودم. آن موقعها نگاهم فقط به دهان بابای خدا بیامرزم بود. فرض که هزار ...
28 فوریه 2025
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
نقد داستان”دستهای سبز پدر”
به قلم ریحانه ایزدی
هر ده دقیقه، یک ربع یکبار، خشکش میزد. نفسش را حبس میکرد. چشمانش را میبست. بعد انگار که همه چیز به روال عادی برگشته باشد، نخ را میپیچاند دور انگشتش و ادامه میداد به بافتن.
...
7 فوریه 2025
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ