داستانک «آتش نشان»
پسر، جعبهی شیرینی را میگذارد روی میز و دستش را میگذارد روی شانههای پیرمرد و لبخندش را کش میدهد:
« مشتلق بده آقاجون! توی گزینش قبول شدم.»
زیر کتری را روشن میکند و ادامه میدهد: «راستی میدونی ش...
27 ژانویه 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
برای باباهایی که ندیده ایم…
بسمالله...
آخر این هم شد چالش؟! چهار روز است مخم را به کار گرفتم تا بلکه به یک موضوعی برسم نمیشود که نمیشود! مشکل که یکی دوتا نیست؛ بکر بودن موضوع یکطرف، ذهن سختپسند من هم یکطرف! این میشود ک...
27 ژانویه 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
از اولش هم مطمئن بود که ما ساداتیم!
با چشمهای مهربان و عینک تهاستکانیاش، برایمان شعرهای سعدی را میخواند. میگفت مادرش ملاباجی بوده و اینچیزها را او یادش داده است. روزهایی که از پا افتاده بود فقط کنار رحل قرآن و سرسجادهاش پیدایش می...
27 ژانویه 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
«بابایی که زیاد ندیدمش»
از همان بچگی فکم مدام در حال جنبیدن بود، یک روز عصر با سر و صدایم از خواب بیدار شد، دوید دنبالم، که بزند.
فرار کردم داخل اتاق و در را بستم و پشت در ایستادم.
چند تا داد زد و رفت.
از این پیروزی سر ...
25 ژانویه 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
هیام؛ روایت یک نسل کشی خاموش در دل تاریخ
رمان «هیام» اثر لیلا قربانی، روایت زنانی است که دوشادوش مردان در میدان رزم جنگیدهاند. «هیام» ترسیم و تفهیم نسلکشی ملتی، زیر سایه محصولات جنگی قرن است. جنس زن لطافت و نرمی است. با جنس سخت و ضمخت جنگ ...
23 ژانویه 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
نقد داستان کوتاه «برای یک دلِ تنگ»
داستان کوتاه «برای یک دلِ تنگ»
به قلم «مریم صفدری»
هفت صبح مرتضی را بدرقه کرده بود و الان تازه سهی بعدازظهر بود. فقط هشت ساعت گذشته بود و چقدر سخت! سه ماه پیشرو را چطور باید میگذراند؟! فاطمه ا...
20 ژانویه 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
نقد داستان کوتاه «کله گرگی»
داستان کوتاه «کله گرگی»
به قلم آسیه نیک صفات
در چوبی خانه باز نمی شد، همه جا را گل و شل گرفته بود. باران و باد یکریز از دیشب تا صبح قیامت به پا کرده بود .وسایل را نزدیک در روی زمین گذاشت و دو دستی د...
20 ژانویه 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
«نخ نامرئی»
«نخ نامرئی»
به قلم سمیه شاکریان صداقت
احمد خوابید. آرام از کنارش بلند شدم و سررسیدم را از کتابخانه برداشتم.فردا شب اولین باری بود که میخواستم بدون احمد و علی و خارج از خانه بخوابم،توی بیمارستان...
18 ژانویه 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ