روایت «نشانی»
محمود دولت آبادی در کتاب کلیدرش از زبان یکی از شخصیت ها میگوید : مثل ابن است که از هر چیز دنیا ، یک شکل خاصش ، در یک موقع معین ،در خاطر آدم می ماند و در مغزش حک میشود. تو شاید آفتاب را هر روز ببینی و ...
13 می 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
نقد داستان کوتاه «مادرِحیدر»
داستان کوتاه مادرِحیدر
به قلم «فاطمه ملایری»
حیدر دستهایش را روی پله دوم منبر میگذارد و پای چپش را روی پله اول. پای راستش را هم کنار پای چپش میگذارد. فاطمه چشمانش پشت سر مردان، پسرش را دنبال ...
1 می 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
داستانک «جایزه»
جایزه
معلم دیگر جلوی نمرهی «عالی» مقداد ستاره نچسباند. با خودکار نقاشی کشید. پرچم مقاومت غرورآفرینتر بود.
زهره باغستانی میبدی
1 می 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
یادداشتی بر کتاب «یک کاسه گل سرخ»
«همه آن لذتهایی که از عشق برده بودم زهر جانم شد؛ ریخته شد توی یککاسه چینی با گلهای سرخ و از من برج زهرماری ساخت که هیچ پادزهری برای درمان آن نیست. گلهای سرخ کاسه، زیر آن مایع کدر، بهارِ بعد از زم...
24 آوریل 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
داستان «خورشید پشت کوهها»
نام داستان: خورشید پشت کوهها
نویسنده: سمیه حیدری
من ونجف آن شب مهمان خانهی عمو بایرام بودیم. ترس خواب را از چشمهایمان گرفته بود. با تمام تاریکی شب، صورت نجف، مشخص بود وابروهای پ...
8 آوریل 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
نقد داستان کوتاه «سید مجرب»
داستان کوتاه «سید مجرب»
به قلم سمیه شاکریان
دلم نمیآمد نوزادم شیر کسی را بخورد یا شیر خشک توی حلقش بریزم. با قاشق چای خوری، آب قند میریختم توی دهانش و با نوک انگشتهایم اشکهایی را که از کنار چش...
8 آوریل 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
روایت «ما که غریبه نیستیم»؛ ویژه روز قدس
با وسواس برنج زعفرانی را آماده میکرد که مثلا بگوید سر گرم کار است و اصلا عین خیالش نیست.کنارش نشستم ویک قاشق زرشک روی زعفران ها ریختم. درد دلش باز شد که «خسته شدم از این همه وقت و بیوقت رفتناش.از ش...
6 آوریل 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
روایت «قدس نمیای؟»
تلویزیون را مثل رادیو گوش میکنم و مشغول هم زدن فرنیام که صدای زنگ گوشی از داخل اتاق بلند میشود. نه فرنی را میشود ول کرد نه تلفنی که یک بند زنگ میخورد و الان بچهها را بیدار میکند.
زندگی پس از...
6 آوریل 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ