معرفی کتاب «سفرنامه الی»
فائضه غفارحدادی را میتوان در زمره نویسندگان سفرنامهنویس قرار داد. اگرچه اغلب کارهای او در حوزه ادبیات دفاع مقدس است؛ اما در میان ده عنوان کتابی که از او منتشر شده، سه عنوان سفرنامه مشاهده میشود: «د...
21 نوامبر 2023
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
زنی با نقشهای متفاوت؛ همسر، مادر، کتابدار و نویسنده
بهمناسبت هفته کتاب به سراغ سرکار خانم مرضیه نفری از اساتید باشگاه ادبی بانوی فرهنگ رفتیم. او که در کنار نقش همسری و مادری، به عنوان مدیر کتابخانه عمومی امام صادق علیهالسلام و یک نویسنده نیز فعالیت م...
20 نوامبر 2023
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
بررسی کتاب «هیچکس این زن را نمیشناسد»
«هیچکس این زن را نمیشناسد» داستانی واقعگرا مربوط به گذشتههایی نه چندان دور است؛ حوالی دهۀ بیست و دهۀ چهل در آذربایجان. ندا رسولی داستان شخصیتهایش را در دو زمان و با دو روایت متوالی پیش میبرد که در فص...
15 نوامبر 2023
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
بانو را باید به خاطر سپرد…
بانو را باید به خاطر سپرد...
«بانوی فرهنگ»
مثل آنهایی که سوادشان نم کشیده دارم دنبال واژه میگردم. دنبال واژههایی که کودکانم بودند و حالا که مادرشان نرم نرمک دارد با سن جوانی خداحافظی میکند، بر...
13 نوامبر 2023
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
«جهان روشن مادری» ؛ نگاهی به رمان سدّا
«جهان روشن مادری»
نگاهی به رمان سدّا
شوقی زن میانسالی است که سالها با معضل ناباروری دست و پنجه نرم کرده است. اما درست، هنگامی که در آستانه از دست دادن سن باروری است؛ در یک تصمیم ناگهانی با روش...
1 نوامبر 2023
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
نقد داستان کوتاه «جای گره کجاست؟»
داستان کوتاه «جای گره کجاست؟»
به قلم زهرا غیاث آبادی
در یک پارک ، کنار تاب و سرسره رنگارنگ ، تکه نخی سبز داشت بالا و پایین میپرید و جلو می رفت . او تو فکر بود به هر سویی نگاه میکرد تا اینکه شا...
28 اکتبر 2023
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
نقد داستان کوتاه «سوالهای آدمبرفی»
داستان کوتاه "سوالهای آدمبرفی"
به قلم زینب باقری
بچهها یک آدمبرفی ساختند.
پسرها داد زدند: "آدمبرفی ساخته شد!"
آدمبرفی به بچه ها نگاه کرد، جوری که انگار یک سوال توی ذهنش دارد. آدم برف...
28 اکتبر 2023
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
نقد داستان کوتاه «الله اکبر: تو میتوانی!»
داستان الله اکبر: تو میتوانی!
گروه سنی: ب
به قلم فاطمه اختردانش
بالآخره به نزدیکی کوه رسیدند. ماشین ها کنار هم ایستادند و همه پیاده شدند. کیمیا و کاوه به سمت دوستانشان دویدند. مادر هم کسری را از ...
26 اکتبر 2023
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ