فیلمی از محفل «هزار و یک شب رمان» با حضور منتخبین رمان نویسی
محفل «هزار و یک شب رمان»
با حضور منتخبین رمان نویسی
باشگاه ادبی بانوی فرهنگ و راهبران شان، روز یکشنبه سیزدهم اسفندماه هزار و چهارصد و دو، در کافه عمارت یار برگزار شد.
در این محفل صمیمانه، منتخبین...
14 مارس 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
نقد داستان کوتاه «پتوی پاییزی»
داستان کوتاه «پتوی پاییزی»
سیده اعظم الشریعه موسوی
برگهای زرد پاییزی روی زمین ریخته شده است. پیشی دامنی میخواهد یک پتو بدوزد.
تکه پارچهای از دامنش مانده است.
آن را برمیدارد.
پارچه خ...
12 مارس 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
نقد داستان کوتاه «کوچه های بی دلاور»
داستان کوتاه «کوچه های بی دلاور»
به قلم فاطمه پرورش زاده
کوچه تنگ بود و تاریک. اما مهتابِ کمرمقی، سقف کاهگلی خانهها را، با سرپنجهی سفیدش میخراشید. سکوت، سیاهی شب را هورت کشیده و حالا به تماش...
27 فوریه 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
برای باباهایی که ندیده ایم…
بسمالله...
آخر این هم شد چالش؟! چهار روز است مخم را به کار گرفتم تا بلکه به یک موضوعی برسم نمیشود که نمیشود! مشکل که یکی دوتا نیست؛ بکر بودن موضوع یکطرف، ذهن سختپسند من هم یکطرف! این میشود ک...
27 ژانویه 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
«بابایی که زیاد ندیدمش»
از همان بچگی فکم مدام در حال جنبیدن بود، یک روز عصر با سر و صدایم از خواب بیدار شد، دوید دنبالم، که بزند.
فرار کردم داخل اتاق و در را بستم و پشت در ایستادم.
چند تا داد زد و رفت.
از این پیروزی سر ...
25 ژانویه 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
نقد داستان کوتاه «کله گرگی»
داستان کوتاه «کله گرگی»
به قلم آسیه نیک صفات
در چوبی خانه باز نمی شد، همه جا را گل و شل گرفته بود. باران و باد یکریز از دیشب تا صبح قیامت به پا کرده بود .وسایل را نزدیک در روی زمین گذاشت و دو دستی د...
20 ژانویه 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
«نخ نامرئی»
«نخ نامرئی»
به قلم سمیه شاکریان صداقت
احمد خوابید. آرام از کنارش بلند شدم و سررسیدم را از کتابخانه برداشتم.فردا شب اولین باری بود که میخواستم بدون احمد و علی و خارج از خانه بخوابم،توی بیمارستان...
18 ژانویه 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
نقد داستان کوتاه «ارسلان»
داستان کوتاه«ارسلان»
به قلم محیا عبدلی
صدای زندانبان بلند شد:
- ارسلان آزاده!
هیبتش تو چشم همه بود. وقتی بلند شد همه بلند شدند، برگشت طرف حیدر و دستش را دراز کرد،
حیدرسرش پایین بود، دستان ارسل...
15 ژانویه 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ