یادداشتی بر کتاب «من او»
یک داستان هندی
به قلم مریم صفدری
عشق پسر پولدار صاحبخانه به دختر فقیر کارگر خانه
باورتان میشود که از این موضوع تکراری و به شدت هندی! بتوانید روایت متفاوت و جذابی بخوانید؟ ((منِ او ))جواب مثبت به...
25 اکتبر 2025
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
معلمی که من هستم
به قلم مریم صفدری
دستش را بلند کرده بود و همزمان با ده دوازده نفر دیگر داد میزد:
- خانوم من، خانوم من.
هرکسی را ممکن بود صدا بزنم غیر از او. همین دیروز بود که مادرش در غیاب من دفتر را روی سرش ...
2 می 2025
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
نقد داستان “سوز برف”
داستان "سوز برف"، به قلم مریم صفدری
ساعتش را نگاه کرد. در نور بیجان خیابان رنگ طلاییاش توی چشم میزد. سلیقهی آلا بود برای روز پدر که با پولهای عیدیاش خریده بود. یک ربع وقت داشت تا نُه که قرارش ب...
2 نوامبر 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
روایتی از شاهنامه؛ «فرانک، یوکابد، آمنه و من!»
«فرانک، یوکابد، آمنه و من!»
با دست راست اشکهایم را پاک میکردم و با دست چپ شکمم را نوازش میکردم، همانجا که تا روز قبل جوانهای هشت هفتهای مهمان بود. خروپفهای همسر از اتاق کناری تنها صدایی بود ک...
20 آوریل 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
داستانک « خانه عنکبوت»
نابودیاش فقط لحظهای طول کشید، عنکبوتی که سالها در خانهی مردم، تار تنیده بود.
مریم صفدری
کاریکاتور از حوری شادروان
20 آوریل 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
داستانک «زندانی»
زندانی
زنگِ اول، دوم، سوم...کسی برنداشت. برای بار هفتم رفت ته صف. روز اول عید، خانه پر از مهمان بود، کسی صدای تلفن را نمیشنید.
به قلم مریم صفدری
24 مارس 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
سبز و سفید و شاداب
کاغذهای a4 را به آرامترین حالت ممکن از کمد بیرون میکشم. هفت صبح است و طفل هجده ماهه اگر بیدار شود و بهانه بگیرد واویلا میشود. از یک طرف دلم شور دیر رسیدن به کلاس را باید بزند و از طرفی خون به جگر ...
10 فوریه 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
نقد داستان کوتاه «برای یک دلِ تنگ»
داستان کوتاه «برای یک دلِ تنگ»
به قلم «مریم صفدری»
هفت صبح مرتضی را بدرقه کرده بود و الان تازه سهی بعدازظهر بود. فقط هشت ساعت گذشته بود و چقدر سخت! سه ماه پیشرو را چطور باید میگذراند؟! فاطمه ا...
20 ژانویه 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
- 1
- 2