نقد داستان کوتاه «برگهای خشکیدهی درخت توت»
داستان کوتاه «برگهای خشکیدهی درخت توت»
به قلم مبارکه اکبرنیا
ننه رستم طاقباز افتاده است روی قالی قرمزرنگ پذیرایی. دو دستش را روی سینهی چپش گرفته و فشار میدهد. قطرههای عرق سرد از روی پیشانی...
10 نوامبر 2023
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
نقد داستان کوتاه «مترسک»
داستان کوتاه «مترسک»
به قلم مبارکه اکبرنیا
_ نزن! بیشرف بچهمو نزن!
دهان مامان باز مانده است مثل دهان پارسا. نوک انگشتهایش را روی گونههایش میکشد. خطهای زردرنگ میماند روی صورتش. پارسا ا...
13 آگوست 2023
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
نقد داستان کوتاه «کره اسب چموش»
داستان کوتاه «کره اسب چموش»
به قلم مبارکه اکبرنیا
_ داره خون میاد!
به صورتم اشارمیکند. باریکهای داغ از بینیام به سمت لب هایم سر می خورد.
_ بیا اینو بگیر.
سرم را به عقب میب...
9 جولای 2023
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ