داستانک «یا مقلّب القلوب»
یا مقلّب القلوب
-«بالحُجَّهِ...بالحُجَّهِ...بالحُجَّهِ...»
هنوز قرآن را روی سرش نگه داشته بود. قلبش تکان خورد.
سال جدیدش شروع شد.
به قلم هدی وثوق
1 آوریل 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
داستانک « مهمان خدا»
ابوماجد ماه رمضان ها سمعک نمی گذاشت. شب اول، حصیر و قرآن و بالشش را برمی داشت و می رفت بالای پشت بام و عید فطر برمی گشت. آن شب هم بالا بود. افطارش را ماجد دم مغرب برده بود و من اول شب رفتم ظرف ها را...
12 آوریل 2023
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ