داستانک با حال و هوای ماه مبارک رمضان
از زیر ماشین سر خورد و بیرون آمد. لباسش را تکاند. الله اکبر را که شنید، بیدرنگ چند تخمهی ژاپنی از جیبش بیرون آورد. با دستهای سیاه شکست و پوستشان را در جیب دیگرش ریخت. ماشین بعدی روی چال بود.
_ بدو...
8 آوریل 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ