داستانک “عطر زعتر”
عکس نوشت به قلم خانم مهدیه پوراسمعیل
چانههای خمیر را گرد کرد. یکییکی کنار هم گذاشت. چانه آخر را که گرفت، رو به حبیب کرد.
– حبیب، کاش «زعتر» داشتیم!
– ما کنجد هم نداریم؛ تو زعتر میخواهی؟!
– ر...
12 ژانویه 2025
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ