داستان «آرتین»
دوباره آرتین گیر داده بود که با هم کشتی بگیریم. دستم را روی سرش کشیدم و گفتم:« خسته ام بابا! باشه برای دفعه بعد» قبول نکرد و دستهایش را حلقه کرد دور کمرم.
باشه پسرجون! آماده شو برای کشتی!
...
21 نوامبر 2022
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ