نقد داستان کوتاه «سید مجرب»
داستان کوتاه «سید مجرب»
به قلم سمیه شاکریان
دلم نمیآمد نوزادم شیر کسی را بخورد یا شیر خشک توی حلقش بریزم. با قاشق چای خوری، آب قند میریختم توی دهانش و با نوک انگشتهایم اشکهایی را که از کنار چش...
8 آوریل 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
نقد داستان کوتاه «رستم کچل»
داستان کوتاه «رستم کچل»
به قلم سمیه شاکریان
عفت
عفت آت و آشغالهای توی جیب شلوار شهرام را روی پیش بخاری خالی کرد. چشمهایش را روی هم فشار داد . دستش را مثل برف پاک کن، روی صورتش کشید تا هر چه توی ...
10 فوریه 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
نقد داستان کوتاه «وسط باز»
داستان کوتاه «وسط باز»
سمیه شاکریان
عزیز جان! پدر رها جان آمِدن دنبالِش.
- کی آمَد، چه ساعتی؟
- حدود ۱۲ بود، گفتن یِی کاری پیش آمِده ، باید بچه رو زودتر ببرن.
نگاه مادرهایی که دنبال ب...
12 ژانویه 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
نقد داستان کوتاه «ناودان»
داستان کوتاه «ناودان»
به قلم سمیه شاکریان
Inboxرا باز می کنم. مردمک چشمهایم بی نفس می چرخند. اسکرول می کنم روی ایمیلها . قلبم می خواهد از توی زندان دنده هایم فرار کند. جایش تنگ شده است. قلابم که ب...
25 نوامبر 2023
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
- 1
- 2