«قصهی رودروایسی با فروشندگان رزمنده»
مرد یک نگاه به چادر مشکی میکند، یک نگاه به لباسهای زرشکیام و یک نگاه هم به میلک شیک نوتلایی که نی صورتی رنگ دارد. هضمش سخت است کسی با این قد و قواره و با آن پوشش زرد عینکش ادعای راوی جنگ کند ولی خب...
13 می 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
جهان؛ سال یک هزار و چهارصد و…
جهان؛ سال یک هزار و چهارصد و...
در چشمهای من زل زده بود و با بیقیدی خاصی از مرگ عزیز دردانهام حرف میزد! دکتر در بیرحمترین حالت ممکن گفت: «۶۰ ۷۰ درصد امکان مرگ هست». دختر ۲ سال و چهار ماهه من ...
12 مارس 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
روایت «یک نتیجهی شاکی»
قرص تیروئیدم را تازه با یک نصفه لیوان آب فرو داده بودم. منتظر گذشت زمان، تا بتوانم لقمهای صبحانه را، بعد از یک شبِ پُر از ساعاتِ شیردهیِ طولانی، نوش جان کنم.
عینکم را همان اول، از بالای بالشت برداشت...
27 ژانویه 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ