سارا عرفانی، نویسنده و مدیر مسئول مرکز «بانوی فرهنگ»: اینجا محفلی برای دورهمی و همافزایی بانوان اهل قلم است
هفت سال پیش چند خانم نویسنده دور هم جمع شدند و تصمیم گرفتند صرفاً یک کار ساده انجام دهند. مثلاً ماهی یکبار دور هم جمع شوند و درباره ادبیات و داستاننویسی گفتگو کنند. هرکدام از آنها به تن...
10 مارس 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
محفل «هزار و یک شب رمان» با حضور منتخبین رمان نویسی
محفل «هزار و یک شب رمان»
با حضور منتخبین رمان نویسی باشگاه ادبی بانوی فرهنگ و راهبران شان، روز یکشنبه سیزدهم اسفندماه هزار و چهارصد و دو، در کافه عمارت یار برگزار شد.
9 مارس 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
گزارش تصویری از نشست «رمان و داستان کوتاه، اشتراک ها و تفاوت ها»
نشست «رمان و داستان کوتاه، اشتراک ها و تفاوت ها» با حضور استاد «دکتر حسین پاینده»، ویژه ی منتخبین رمان نویسی باشگاه ادبی بانوی فرهنگ، عصر روز یکشنبه سیزدهم اسفندماه هزار و چهارصد و دو، در حوزه هنری ان...
9 مارس 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
نقد داستان کوتاه «نفرین»
داستان کوتاه «نفرین»
به قلم نرگس جلیل بال
صدای پچ پچ زنها قطع شد. بدری را دیده بودند که از پشت تبریزیها درآمد. دو گوشهٔ چادرش را دور گردنش بسته بود. یک مرسک و یک افتوی خالی را از دستهشان گرفته ...
26 فوریه 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
نقد داستان کوتاه «آپاچی 180»
داستان کوتاه «آپاچی 180»
به قلم نرگس جلیل بال
خداییاش تقصیر من نبود. تقصیر بابام که سردستۀ همۀ عملیهای محله است هم نبود.حتی تقصیر پرویزْ گربه که آن روز آمده بود من را شکار کند هم نبود. همهاش ...
14 فوریه 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
نقد داستان کوتاه «مین و موج»
داستان کوتاه «مین و موج»
به قلم راضیه بابایی
کجاست آن شجاعت و توکل و عشقی که یکی مثل «مهدوی» یا « بیژن گرد» در یک قایق موتوری بنشینند و به قلب ناوگان الکترونیکی دشمن حمله برد؟ می پرسد:...
11 فوریه 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
وقتی ظرف محتوا سرریز کند!
هومان شروعی طوفانی دارد. داستانی فانتزی که خواننده را به جهان تاریکِ شهرِ« نیهیب» می برد. قدرت نویسنده در خلق این دنیا، راز آلودگی و وجود معمایی برای کشف توسط خواننده را نوید می دهد. در صفحات ابتدایی ...
1 فوریه 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
نقد داستان کوتاه «کیکم را پس بده»
داستان کوتاه «کیکم را پس بده»
به قلم الهام صفار
موموشی کیکش را برداشت تا به لانهاش برود. یک گاز به کیک زد و گفت:
- بهبه، چقدر خوشمزست.
نزدیک لانهاش که رسید یک موشکور یکهو از خاک بیرون...
29 ژانویه 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ