نقد داستان کوتاه «رنج طلایی»
داستان کوتاه «رنج طلایی»
به قلم زهره نمازیان
یعقوب جارو را از شیشهی پیکانش بیرون کشید. چوبهای ریز جارو، دسته شده و در هم گره خورده، از شیشه که بیرون آمدند، یکصدا خش بلندی گفتند. پاشنهی خوابی...
11 اکتبر 2023
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
زن. زندگی. آزادگی…
زن. زندگی. آزادگی...
شرط کردهایم تا رمق داریم برویم.
سیلی خستگی و خواب آلودگی، لحظه به لحظه بیشتر به صورتمان میخورد و مثل وزنهای به پایمان سنگینی میاورد.
زهرا روی ویلچر چرت میزند و سما، شیشه آ...
29 سپتامبر 2023
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
داستانکهایی درباره بچههای ما و نوشتافزارهایشان
«حتی دفترهایشان!»
مجموعه داستانک #باافتخار_ایرانی
دفترش را تند تند ورق زد. نبود که نبود. دلش هری ریخت. انگار تمام چیزهایی که دیشب نوشته بود، غیب شده بودند.
موضوع انشا این بود:
«افتخارات ایران...
28 سپتامبر 2023
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
معرفی کتاب «معجزهی بنسای»
کتاب «معجزهی بنسای»، مجموعه روایتهایی از زنان در زیر سقف خانههاست. زنانی که علیرغم تحصیلات و مهیا بودن شرایط کاری و اجتماعی، اداره ی قلمرو خانه و خانواده را انتخاب کردهاند. در این کتاب، بیست و س...
27 سپتامبر 2023
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
داستانکهایی درباره بچههای ما و نوشتافزارهایشان
«گران قیمت»
مجموعه داستانک #باافتخار_ایرانی
خودکار گرانقیمت خارجی را از جامدادیاش بیرون کشید و جلوی گزینه شغل پدر نوشت: بیکار...
نویسنده: مریم محمدی
[video width="1280" height="720" mp4="...
25 سپتامبر 2023
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
بسیاری از زنان و کودکان واقعه کربلا به جامعه معرفی نشدهاند/ نقطه قوت اثر در طنزپردازیها و نثرش است
محمدرضا سنگری 21 شهریور در آیین رونمایی کتاب «روبهراه» به قلم فاطمه سادات مظلومی عنوان کرد: از خواندن این اثر بسیار لذت بردم و امیدوارم که نویسنده هر چه زودتر به نگارش هفتمین سفر اربعین خود مشغول شو...
15 سپتامبر 2023
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
«قشنگخانم» نقدی بر کتاب ترلان اثر فریبا وفی
«قشنگ خانم»
نقدی بر رمان ترلان فریبا وفی
به قلم آزاده جهاناحمدی
رمان ترلان دومین اثر فریبا وفی داستاننویس معاصر است که در سالهای دهه هشتاد نوشته شده است. او از جمله زنان نویسندهای است که...
12 سپتامبر 2023
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
نقد داستان کوتاه «بی دست و پا»
داستان کوتاه «بی دست و پا»
به قلم محدثه قاسمپور
ما رفتیم که فراموشت کنیم. ما یعنی، من و مامان. راهی جز رفتن نداشتیم. جلوی حسابهای بانکیات را بسته بودند. تو بودی چقدر حرص میخوردی. دست رنج تو در...
5 سپتامبر 2023
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ