بررسی داستان کوچک «آقا جان»
خاطر آقاجان خیلی عزیز بود.بابا رفته بود که دم عیدی او را به خانه بیاورد.هر کس برای این مهمانی کاری میکرد.پسر کوچک خانواده هم میخواست کاری بکند.شنیده بود نمک برای آقاجانها خوب نیست.پس پستههای آج...
23 می 2022
ارسال شده توسط devadmin
ویژگیهای داستان کوچک (۲)
بررسی هشت ویژگی اصلی داستانهای کوچک در هشت هفتهویژگی دوم: داشتن طرحی سادهداستان کوچک جای پرداخت طرحهای پیچیده و غیر خطی نیست. پیرنگ در این داستانها ساده، سر راست و خطی است. در کتاب ریختشناسی دا...
19 می 2022
ارسال شده توسط devadmin
بررسی داستان کوچک «شفاء»
«شفاء»
کرونا یقهام را گرفته بود. جانم را داشتم، از دست میدادم.پدرم عهد کرد بود، اگر امام رضا شفایم بدهد ،هر ساله لحظه تحویل ساله نو مشهد باشیم.پدرم مرخصی گرفت و راهی مشهد شدیم.
(اثر: مهرداد...
14 می 2022
ارسال شده توسط devadmin
داستان کوچک «سین هشتم»
در باز شد، دست های خالی اش را پشت سرش پنهان کرد.امسال به جای ماهی صورت پدر روی سفره هفت سین سرخ بود.
(اثر: مریم گلچمن)
نقد اثر:با سلام و درود خدمت نویسنده گرامی . هنر چیدمان کلمات، عبارات، و...
7 می 2022
ارسال شده توسط devadmin
داستان کوچک خانم حیدری
سی وپنج سال بود که هفت سین بی بی سیب نداشت. آخر تنها فرزندش عاشق سیب بود، پلاک سعید را کنار شش سین دیگر گذاشت، قرآن را که باز کرد دَمش رفت و بازدمش پرشد از بوی سیب. سال تحویل شد. بی بی و سعید هر دو...
7 می 2022
ارسال شده توسط devadmin
داستان کوچک «ماهی قرمز»
ماهی قرمزاز شلوغی خوشش نمیآمد. آرام و بی صدا پشت سبزهها قایم شده بود. هر چه به غروب نزدیکتر میشدیم جمعیت کمتر میشد. تا بالاخره تمام شد. سر خوش و خندان از پشت سبزهها بیرون آمد و در حال چرخ زدن...
25 آوریل 2022
ارسال شده توسط devadmin
پنج داستان کوتاه نوروزی
سال تحویل شد.به جای سفره هفت سین و گلدان سنبل،لایهای خاک، سنگ سفید قبر را پوشانده بود.مادر، مهمان پسر شهیدش شده بود.
(سیده اعظم الشریعه موسوی).
«امید»برای هفتمین مرتبه، دعای تحویل سال را روی...
8 آوریل 2022
ارسال شده توسط devadmin
داستان کوچک «ارباب خودم»
چراغ قرمز:دایره را دست گرفت و شروع کرد قردادن.چراغ سبز:پولها را شمرد: بیست هزار تومان. با قبلیها نود هزارتومان. تا نصف شب اگر میماند شاید پول کفش دخترکش در میآمد. خدا کند باران نگیرد!
(اثر: ...
8 آوریل 2022
ارسال شده توسط devadmin