نقد داستان کوتاه “نامیرون ها”
داستان کوتاه "نامیرونها" به قلم خدیجه آقائی
ایساک تمام صد و هفتاد و دوروز گذشته با این فکرناراحت کننده از خواب پریده بود: من آرون را به این مهلکه لعنتی آوردم.روز به روز عصبانیت در وجودش ریشه دارتر م...
15 نوامبر 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
باید هزار سرباز آمریکایی خودشان را بسوزانند
دو چیز را نمی شود باور کرد:
یکی اینکه آن مردی که میان شعله ها فریاد کشید فری پالستین،با هزار کپسول ضد حریق اطفا شدنی باشد.
یکی اینکه این جنگ به نفع آمریکا و اسرائیل باشد.
بر مبنای جمله اول
حس می ...
12 مارس 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ