نقد داستان کوتاه «کوچه های بی دلاور»
داستان کوتاه «کوچه های بی دلاور»
به قلم فاطمه پرورش زاده
کوچه تنگ بود و تاریک. اما مهتابِ کمرمقی، سقف کاهگلی خانهها را، با سرپنجهی سفیدش میخراشید. سکوت، سیاهی شب را هورت کشیده و حالا به تماش...
27 فوریه 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
نقد داستان کوتاه «نفرین»
داستان کوتاه «نفرین»
به قلم نرگس جلیل بال
صدای پچ پچ زنها قطع شد. بدری را دیده بودند که از پشت تبریزیها درآمد. دو گوشهٔ چادرش را دور گردنش بسته بود. یک مرسک و یک افتوی خالی را از دستهشان گرفته ...
26 فوریه 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
نقد داستان کوتاه «وسط باز»
داستان کوتاه «وسط باز»
سمیه شاکریان
عزیز جان! پدر رها جان آمِدن دنبالِش.
- کی آمَد، چه ساعتی؟
- حدود ۱۲ بود، گفتن یِی کاری پیش آمِده ، باید بچه رو زودتر ببرن.
نگاه مادرهایی که دنبال ب...
12 ژانویه 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
نقد داستان کوتاه «ناودان»
داستان کوتاه «ناودان»
به قلم سمیه شاکریان
Inboxرا باز می کنم. مردمک چشمهایم بی نفس می چرخند. اسکرول می کنم روی ایمیلها . قلبم می خواهد از توی زندان دنده هایم فرار کند. جایش تنگ شده است. قلابم که ب...
25 نوامبر 2023
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
نقد داستان کوتاه «چشمان قهوه»
داستان کوتاه «چشمان قهوه»
چشمان قهوهای رنگش را باز نکرده ولی مغزش کاملا بیدار شده. به اندازهی یک نفس عمیق مانده تا ساعت شش صبح شود و آلارم گوشیاش به صدا درآید. پاهایش را از لبهی تخت آویزان میک...
20 آگوست 2023
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
نقد داستان کوتاه «عروسک پارچهای غاده»
داستان کوتاه «عروسک پارچهای غاده»
به قلم طاهره امینی جزه
بیقرارتر از همیشه است. نه طاقت دارد کنار غاده بماند؛ نه دلش میآید تنهایش بگذارد. هِی وارد چادر صلیب سرخ میشود و بیرون میآید. خواهر...
31 جولای 2023
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
نقد داستان کوتاه «بهشت! صبح يك روز برفى»
داستان کوتاه «بهشت! صبح يك روز برفى...»
به قلم مریم محمدی
با چشمهایی که چینهای ریز دورش را نقاشی کرده بود، به من زل زد. لحظهای مکث کر...
12 جولای 2023
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ