داستان کوتاه «چند قدم مانده به وصل»
داستان کوتاه «چند قدم مانده به وصل»
به قلم «فریده پهلوانی»
کارگر در خلوت به عبادت نشست. شبهای اول خدا را صدا کرد و تمنای وصل گوهرشاد بیگم در دل داشت.»
پاهایم بیطاقت شدهاند؛ چیزی به افتادنم ن...
8 آوریل 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
روایت «قدس نمیای؟»
تلویزیون را مثل رادیو گوش میکنم و مشغول هم زدن فرنیام که صدای زنگ گوشی از داخل اتاق بلند میشود. نه فرنی را میشود ول کرد نه تلفنی که یک بند زنگ میخورد و الان بچهها را بیدار میکند.
زندگی پس از...
6 آوریل 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
اسرائیل باید محو شود
دخترک با پاککنش افتاده بود به جان نقشهی روی دیوار. از تلویزیون، صدای امام بلند بود:
«اسرائیل باید محو شود.»
زهرا مقدس زاده
5 آوریل 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
داستانک «یا مقلّب القلوب»
یا مقلّب القلوب
-«بالحُجَّهِ...بالحُجَّهِ...بالحُجَّهِ...»
هنوز قرآن را روی سرش نگه داشته بود. قلبش تکان خورد.
سال جدیدش شروع شد.
به قلم هدی وثوق
1 آوریل 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
داستانک «نقشه»
نقشه
مش رحیم، دار را که چلهکشی کرد، رو به دخترها گفت: " این فقط مال شما چهارتاست، بابامجان! تار و پودش دست شما رو میبوسه تا بالا بره."
ذوق توی چشمهایشان مثل«ریزه ماهی》شنا میکرد. اهالی میدان...
1 آوریل 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
داستانک «مرد کوچک»
مرد کوچک
با دقت و حوصله، دو تا قرمزـ سفید خوشگل و سرحالش را از داخل لگن پلاستیکی نشان کرد و خرید. با دست های کوچک، قلکش را شکسته بود تا دل مادرش را شاد کند. دیشب شنیده بود که امسال برای سبزی پلوی ش...
26 مارس 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
داستانک «زندانی»
زندانی
زنگِ اول، دوم، سوم...کسی برنداشت. برای بار هفتم رفت ته صف. روز اول عید، خانه پر از مهمان بود، کسی صدای تلفن را نمیشنید.
به قلم مریم صفدری
24 مارس 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
تیزر گردهمایی بانوان نویسنده
تیزر گردهمایی بانوان نویسنده به مناسب هفتمین سالگرد تاسیس باشگاه ادبی بانوی فرهنگ
[video width="1920" height="1080" mp4="https://www.banooyefarhang.com/wp-content/uploads/2024/03/1132994307_-187629...
23 مارس 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ