گزیده ای از کتاب «قصه کربلا»
عبیدالله فهمیده بود هر چقدر در کشتن مسلم دیر کند آبرویش بیشتر میرود، گفت: ببریدش بالای قصر. گردنش را بزنید و جسدش را پرت کنید پایین.
مسلم گفت: اگر بین من و تو پیوند فامیلی بود، من را نمیکشتی. همه ...
16 ژوئن 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
فیلمی از داستانک «روز ترویه»
روز ترویه
هشتم ذی الحجه بود. شمشیرها زیر لباس احرام، آماده بودند تا کار حسین را در مکه تمام کنند. عباس بالای کعبه رفت و خطبه خواند:
_ تا وقتی من زندهام، دستتان به حسین نمیرسد!
به قلم مریم صفد...
15 ژوئن 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
داستانک «همستر کوین»
دخترک با چشمان گرد،گوشی به دست دوید به سمت پدر که روی مبل لمیده بود و انگشتانش مثل نوک دارکوب روی صفحهی گوشیاش ضربه میزد.
_بابا! اسم این حیوون چیه که داره این آبنباتای کوچولو و خوشگل رو توی دهنش ...
8 ژوئن 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
این لباس را آقا برایت فرستاده
دلش میخواست یکی از لباسهای امام را بگیرد برای تبرک؛ اما خجالت میکشید بگوید. حتی نامه نوشت؛ اما نامه را نفرستاد. ناامید شده بود. داشت برمیگشت شهرِ خودش که کسی از پشت صدایش زد. برگشت. غلام امام بود....
7 ژوئن 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
داستانک «قیام در نیمهی ماه»
ردّ خون از پهلو، روی چادرش راه گرفته بود؛ اما نفس میکشید. طعم فریاد «یا مرگ، یا خمینی» هنوز در گلویش تازه بود. کامیون که از راه رسید، پرتابش کردند میان پیکرهای بیجان و نیمه جان. تا گور دس...
4 ژوئن 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
داستانک به مناسبت رحلت امام خمینی(ره)
«روز ِ رفتن»
صدای خانم مربی بیشتر از دیروز لرزید، وقتی پشت بلندگو گفت:
« بچهها از اعماق قلبتون برای سلامتی امام دعا کنید.»
مریم بغضش شکست و نتوانست «اَمَّن یُجیب» را کامل بخواند. اما من چشمهایم ر...
3 ژوئن 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
یادداشت چهارشنبه های آموزشی؛ معرفی کتاب«شب و قلندر»
«صدای مُشتی که بر در بزرگ چهل ستون کوبیده شد، چرت بعد از ظهر مش غلام را پاره کرد. او با پشتی خمیده، در حالی که خاطراتی درهم و آشفته از بر در کوفتنها و در باز کردنها به یاد میآورد، به طرف در رفت...
29 می 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
داستانک «خواب راحت»
پتوی نازک خاکی را پهن کرد کف چادر:
_ راحت بخواب عزیزِ مامان، اینجا دیگه اَمنه.
اذان صبح که لابهلای بغض مؤذن در آسمان رَفَح پیچید، موشک همه را برده بود: پتو، چادر، مامان، عزیزِ مامان، امنیت و انسانی...
29 می 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ