روایتی از شاهنامه؛ «فرانک، یوکابد، آمنه و من!»
«فرانک، یوکابد، آمنه و من!»
با دست راست اشکهایم را پاک میکردم و با دست چپ شکمم را نوازش میکردم، همانجا که تا روز قبل جوانهای هشت هفتهای مهمان بود. خروپفهای همسر از اتاق کناری تنها صدایی بود ک...
20 آوریل 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
روایتی از ادبیات کهن؛ از شاهنامه فردوسی
امسال جناب فردوسی سفرهاش را پهن کرده بود درست وسط حیاط پر گل و بلبل بانوی فرهنگ! تابستان و زمستان هم، در خانهاش برای اهالی نوشتن، باز بود.
از انتهای پادشاهی جمشید سفره را چید تا رسید به ضحاک ماردو...
13 آوریل 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
نقشپنهان قلک و زن در فلک؛ روایتی از شاهنامه
امسال جناب فردوسی سفرهاش را پهن کرده بود درست وسط حیاط پر گل و بلبل بانوی فرهنگ! تابستان و زمستان هم، در خانهاش برای اهالی نوشتن، باز بود.
از انتهای پادشاهی جمشید سفره را چید تا رسید به ضحاک ماردو...
13 آوریل 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ