بررسی داستان کوچک «داغ برادر»
«داغ برادر»
به مدینه برگشت. به سمت خانه رفت. در خانه را کوبید. عبدالله در را گشود: "صبر کن قرص نانی برایت بیاورم پیرزن!"
جواب داد: "منم زینب!"
(اثر زهرا رضایی، بوشهر)
نقد اثر:
با سلام...
3 سپتامبر 2022
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
بررسی سه داستان کوچک از کتاب «ده»
همانطور که پیش از این گفته شد، از ابتدای محرم تا پایان ماه صفر در ستون قند و نقد به تحلیل بعضی از داستانهای کوچک دو جلد کتاب "ده" خواهیم پرداخت.
این سه داستان کوچک را با هم میخوانیم:
...
27 آگوست 2022
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
معرفی کتاب «زیر سایهی آفتاب»
آدمهای سمی در زندگی همه ما وجود دارند. منظورم همان کسانی هستند که در ما ایجاد ناامنی، اضطراب و افسردگی میکنند. هر جایی هم ممکن است سر و کلهشان پیدا شود مدرسه، محل کار، همسایگی و... . آنها ما را ق...
22 آگوست 2022
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
بررسی داستان کوچک «عقاید یک دلقک»
«عقاید یک دلقک»
این طرف خیابان، یک نفر با پیراهن مشکی، بالای سکو ایستاده بود و به انگلیسی مداحی میکرد. آن طرف خیابان، کارناوال بیصدا ایستاده بود. رنگ مشکی، از دور چشم دلقکها، شُره کرده بود روی ...
13 آگوست 2022
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
داستان کوچک «سوغات»
«سوغات»
زن، روسری کهنه را به گوشهای پرتاب کرد و ابرو در هم کشید.
مرد خون روی گوشوارهها را خراشید و گفت: دلخور نشو جان دلم! اینها هم هست…
(اثر معصومه مرادیان)
7 آگوست 2022
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
داستان کوچک «گوشواره»
«گوشواره»
دخترک بستنی به دست به خانه میرفت. در کوچه کسی نبود.
-اگر گوشوارههات رو ندی، خودم از گوشهات میکَنم.
-تو شمری؟
مرد سرش را پایین انداخت و رفت.
(مصطفی خدامی، رزن)
7 آگوست 2022
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
داستان کوچک «به خاطر بچهها»
«به خاطر بچهها»کاش میشد سر جایمان بمانیم. بیفایده است. بیاختیار به پارگی مشک هجوم میبریم و سرازیر میشویم روی خاک تشنه کربلا.(اثر نیلوفر مالک)
6 آگوست 2022
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
داستان کوچک «جوشن کبیر»
«جوشن کبیر»
خون، خاک را به تنم چسبانده است. شرم توی سرم میچرخد و اشکم را در میآورد. من تنها به یک دلیل خلق شدهام و آن لحظهای که باید، هیچ کاری از دستم برنیامده بود. این چندمین جاست که این مرد ...
6 آگوست 2022
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ