نامیرا
به قلم مائده علیزاده
بدنم هنوز به قرار نرسیده بود. آمپولهای آرام بخشی که بعد از تشنج بهم زده بودند، فقط نیم ساعت ساکتم کرده بود و توانسته بودم چشمهایم را روی هم بگذارم. سنگینی سایه ش را روی بدنم اح...
30 سپتامبر 2025
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
عملیات انتهای جاده دزفول
به قلم فاطمهسادات حسینی
اهرم را فشار میدهم:
_یا زهرا! عمل نمیکنه...عمل نمیکنه…
صدای حاجی از پشت بیسیم بلند میشود:
_ چرا تخریب انجام نمیشه؟ تاخیر چرا؟
دستپاچه روی دو زانو مینشینم....
28 سپتامبر 2025
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
داستان کوتاه “حق آزادی”
به قلم مهدیه پوراسمعیل
به مناسبت یومالله 22 بهمن
عطر زنجبیل زودتر از بقیه میدود توی مشامم. مرا میبرد به خانهی عزیز. زنجبیلهای درسته داخل استکان، و نباتهای سفید شفاف، که میخزیدند لای نرمی چای ...
9 فوریه 2025
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
روایت داستانی “زمان والفجر”
به قلم مهدیه پوراسمعیل
به مناسبت ورود امام خمینی(قدس سره) به وطن
کاسه را گرفتم دستم. آخرین قاشق تیلیت را که دهان اسماعیل گذاشتم، پاشدم. کهنهاش را نو کردم و پیراهن و شلوار تمیز پوشاندم. لپاش را چلا...
30 ژانویه 2025
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
داستان کوتاه”آهنی که نرم شد”
به مناسبت شهادت حضرت موسیبنجعفر(ع)
به قلم محدثه سادات ذریهزهرا
اللهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَیْتِهِ وَ صَلِّ عَلَى مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ الْمُضْطَهَدِ بِالظُّلْمِ وَ الْمَقْبُورِ بِال...
25 ژانویه 2025
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
داستان کوتاه “أمانه”
به قلم فاطمه سادات حسینی
هنوز ماشين از حرکت نایستاده است. با پشت دست رد اشکهایم را پاک میکنم. در باز شده یا نشده از ماشین پایین میپرم. دستم به اولین برانکارد که میرسد، میکشانمش سمت خودم.
امدا...
21 ژانویه 2025
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
داستان کوتاه “یحیای دیگر”
به قلم مهدیه پوراسمعیل
«یحیایی دیگر»
ترس از گرسنگی ریشه به جانش زده بود. نوزاد را لحظهای از پستان جدا نمیکرد. هرچه یوما دست بر سرش میکشید و خواهش میکرد، فایده نداشت.
باد، داخل چ...
18 ژانویه 2025
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
چشم به راه
چشم به راه
تقدیم به تمام مادرانی که یا فراموشی گرفتهاند یا دیگران فراموششان کردهاند یا خودشان خودشان را فراموش کردهاند.
نویسنده: محدثهالسادات ذریهزهرا
مولود برگهای در دست با لباس فرم ...
22 دسامبر 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ