بررسی داستان کوچک «جامانده از کاروان»
"جامانده از کاروان"نفس نفس میزد. پاهایش سست شده بود. نامرد، چادرش را کشید و محکم به سرش کوفت. با صورت به زمین افتاد. از درد به خود پیچید و فریاد زد:"یارقیه،یا زینب،مرگ بر رضاشاه"
(اثر: مریم قر...
13 نوامبر 2021
ارسال شده توسط devadmin
چهار حافظه
“به گمان من هر انسان چهار حافظه دارد. “
سطحی ترین نوع حافظه او اتفاقهایی است که از ابتدای کودکی تا کنون به خاطر میآورد. از نخستین خاطراتی که در آن زندگی مثل خواب دم صبح شیرین و سبک بود تا این...
10 نوامبر 2021
ارسال شده توسط devadmin
- 1
- 2