گزارشی از سلسلسه نشستهای نوشدارو با موضوع بررسی شخصیتپردازی زنان در شاهنامه
به قلم زهرا سادات طباطبائی
توجه به متون کلاسیک فارسی و خوانش صحیح و مداوم آن به عنوان یکی از لوازم و شروط نویسندگی بر هیچ کس پوشیده نیست. ادبیات فارسی گنج بیپایانی است از منابعی که نویسنده همواره در کار خود به آنها احتیاج دارد. ادبیات کلاسیک فارسی انباشته از فرم و محتوا و معطوف به یادگیری و تثبیت زبان فارسی است که به واقع هیچ نویسندۀ ایرانی بینیاز از خواندن این متون و توجه به ساخت زبانی، معنایی و روایی آن نیست.
سلسله نشستهای نوشدارو، به همت کارگروه متون کهن باشگاه ادبی بانوی فرهنگ و راهبری دکتر سمیه فتحی، این بار با تأکید بر بررسی شخصیتپردازی زنان در شاهنامه، یکشنبه 27 مهرماه به کار خود پایان داد. هدف از برگزاری این جلسات که با همراهی جمعی از بانوان نویسنده، پژوهشگر و علاقهمند به حوزۀ ادبیات داستانی از سراسر کشور بود، آشنایی با نقش زنان تاثیرگذار در شاهنامه، واکاوی ابعاد شخصیتی این زنان، ظرافتهای موجود در ترسیم شخصیتپردازی آنها و در نهایت بازخوانی کهنالگوهای زن ایرانی بود. توجه به ویژگیها، توانمندیها و نقاط ضعف و قوت هر کدام از این شخصیتها کمک شایانی به نویسندگان در خلق شخصیتهای ماندگار و فراموش نشدنی میکند؛ شخصیتهایی که با همۀ اقتضائات امروزیشان، شباهتهای زیادی به زنهای متون کهن فارسی و به خصوص شاهنامه دارند.
اگرچه شاهنامه در ادوار مختلف اسطورهای، پهلوانی و تاریخی اش، روایت شاهانی بوده که بر ایران حکومت کردهاند، اما نمیتوان نقش زنان را در موقعیتهای مختلف نادیده گرفت؛ زنهایی که برخلاف تصور رایج از زنان در اغلب متون کهن، حضور موثری در شکلگیری اتفاقهای تاریخی دورۀ خودشان داشته و به واسطۀ ویژگیهایی چون تدبیر، درایت، شجاعت، طهارت فکر و روح و خردمندی نقشهایی کلیدی نه فقط در پیشبرد داستانهای شاهنامه، بلکه در سیر رخدادهای تاریخی زمانهشان و شکلگیری هویت ملی و ایرانی ایفا میکردند؛ زنانی اصیل و نژاده چون سیندخت و رودابه و یا زنانیعادی چون فرانک، مادر فریدون که با از خود گذشتگی و نهایت خردمندی جان فرزندش را نجات داد و زمینهساز شکست ضحاک و به حکومت رسیدن پسرش شد.
دکتر فتحی به این نکته اشاره کردند که درست است نطفۀ داستانهای شاهنامه از ابتدا ساخته و پرداختۀ فردوسی نیست، امّا این پردازش متفاوت و بینظیر شاعر در خلق شخصیتها، صحنهها، دیالوگها و چینش و گزینش تعلیقی رخدادهاست که شاهنامه را حواندنی و ماندگار کرده است و در همین چیدمانِ بدیع و گاه متفاوت است که زنان، عاملیت بیشتری پیداکرده و تبدیل به کنشگرانی میشوند که یا از شهر دفاع میکنند یا فعالانه سرنوشت خود را میسازند، یا فرزندانی تربیت میکنند که بعدها صاحبان و وارثان حکومت میشوند. با این حال باید در نظر داشت نقش زنان در تمام داستانهای شاهنامه یکشکل و یکاندازه نیست. برخی زنان مدت زمان بیشتری در داستان حضور دارند و برخی دیگر میزان تاثیرگذاری بیشتری دارند و چه بسا زنهایی معمولی و غیرنژاده که طول نقش زیادی ندارند اما آنقدر در داستان مؤثرند که نمیتوان آنها را هیچ وقت فراموش کرد. علاوه بر اینها باید در نظر داشت ما در شاهنامه با دو طیف از زنان مواجهیم؛ زنانی که چهرۀ مطلوب و خردمندانهای را به نمایش میگذارند و زنانی که تصویری از بدکنشیها، ارائه میدهند.
نشستهای هشتگانهی بررسی شخصیتپردازی زنان در شاهنامه، با نگاهی گزینشی به بخشهای مختلف شاهنامه به دنبال بحث و گفتگو پیرامون زنهایی بود که اغلب نسبت خاصی با حفظ و حراست وطن و در یک کلام سرزمین ایران داشتند. زن در شعر فردوسی حامل نقشی تاریخی است و چه بسا کمتر داستانی در شاهنامه پیدا شود که بدون تأثیر یا حضور یک زن به سرانجام برسد. شاید تصویری را که فردوسی از زن در اشعارش ارائه میدهد، بتوان به دو بخش تقسیم کرد؛ بخشی که انعکاسی از تصویر زن در روزگار اوست و بخشی که تجسمی است از تصویر ذهنی فردوسی از آنچه باید باشد که در هر دوبخش نمیتوان دقت، ظرافت و نکتهسنجی فردوسی را در ترسیم این تصویر نادیده گرفت.
در این جلسات علاوه بر خوانش قسمتهایی از شاهنامه و روایت داستانی هر بخش، به شخصیتهایی نظیر شهرناز، ارنواز، فرانک، ماهآفرید، رودابه، سیندخت و برخی دیگر از زنان بینام چون کنیزان و خبررسانان زن، پرداخته شد و نقشآفرینی این زنان در چگونگی پیشبرد روایت داستانی، ویژگیهای اخلاقیرفتاری و تاثیرگذاری آنها در سیر حوادث شاهنامه مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت. خوانش صحیح ابیات و توجه به نمادها، نشانهها و استعارههای موجود در اشعار، گردآوری مجموعۀ صفات هر یک از شخصیتهای زن در شاهنامه، تأمل دربارۀ ریشۀ برخی کلمات و تغییر ساخت و معنای آنها در طول قرنها از دیگر ویژگیهای این دوره بود. این نگاه تحلیلی میتواند نقشهای برای نویسندگان در خلق شخصیتهایی عمیق و نه سطحی و کلیشهای بوده و امکان دستیابی به لایههای پنهان شخصیتپردازی را فراهم آورد؛ شخصیتهایی که هم ریشه در فرهنگ کهن ایرانی دارند و هم در نسبت با امروز و اکنون ما هستند.
در پایان، بر ضرورت بازخوانی این شخصیتها و خلق آثار داستانی معاصر، استفاده از ظرفیتهای موجود در متون کهن فارسی در جهت غنای آثار ادبی امروز و ادامه داشتن چنین نشستهایی تاکید شد.
2 دیدگاه
به گفتگوی ما بپیوندید و دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.
ممنونم عالی بود
کلاسهای خانم فتحی حرف نداره👌🌹
سلام
چه نگاه جذاب و کاملی