جستجو برای:
سبد خرید 0
  • خانه
  • درباره ما
    • اهداف بانوی فرهنگ
    • تاریخچه بانوی فرهنگ
  • اخبار
    • گزارش نشست
    • اخبار و رویدادها
  • یادداشت
  • قفسه کتاب
  • پایگاه نقد
    • نقد داستان کوچک (قندونقد)
    • نقد داستان کوتاه
  • دفتر داستان
    • داستان
    • داستانک
    • ناداستان
  • یک لقمه ادبیات
  • نویسندگان
    • معرفی نویسنده
    • نویسندگان بانوی فرهنگ
  • حلقه فانتزی
  • نگارخانه
    • عکس
    • آوا
    • نما
  • پادکست
  • بسته های آموزشی
  • تماس با ما
ورود
[suncode_otp_login_form]
گذرواژه خود را فراموش کرده اید؟
عضویت
[suncode_otp_registration_form]

داده های شخصی شما برای پشتیبانی از تجربه شما در این وب سایت، برای مدیریت دسترسی به حساب کاربری شما و برای اهداف دیگری که در سیاست حفظ حریم خصوصی ما شرح داده می شود مورد استفاده قرار می گیرد.

0
  • خانه
  • درباره ما
    • اهداف بانوی فرهنگ
    • تاریخچه بانوی فرهنگ
  • اخبار
    • گزارش نشست
    • اخبار و رویدادها
  • یادداشت
  • قفسه کتاب
  • پایگاه نقد
    • نقد داستان کوچک (قندونقد)
    • نقد داستان کوتاه
  • دفتر داستان
    • داستان
    • داستانک
    • ناداستان
  • یک لقمه ادبیات
  • نویسندگان
    • معرفی نویسنده
    • نویسندگان بانوی فرهنگ
  • حلقه فانتزی
  • نگارخانه
    • عکس
    • آوا
    • نما
  • پادکست
  • بسته های آموزشی
  • تماس با ما
ورود
  • خانه
  • درباره ما
    • اهداف بانوی فرهنگ
    • تاریخچه بانوی فرهنگ
  • اخبار
    • گزارش نشست
    • اخبار و رویدادها
  • یادداشت
  • قفسه کتاب
  • پایگاه نقد
    • نقد داستان کوچک (قندونقد)
    • نقد داستان کوتاه
  • دفتر داستان
    • داستان
    • داستانک
    • ناداستان
  • یک لقمه ادبیات
  • نویسندگان
    • معرفی نویسنده
    • نویسندگان بانوی فرهنگ
  • حلقه فانتزی
  • نگارخانه
    • عکس
    • آوا
    • نما
  • پادکست
  • بسته های آموزشی
  • تماس با ما
ورود

وبلاگ

بانوی فرهنگاخباراخباراخبار و رویدادهامعرفی کتاب «پس از خورشید»

معرفی کتاب «پس از خورشید»

21 آگوست 2023
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
اخبار و رویدادها، معرفی کتاب

کتاب “پس از خورشید” اثر معصومه امیرزاده گشویه نویسنده‌ی خونگرم هرمزگانی برای اولین‌بار در سال ۱۳۹۷ در ۲۳۶ صفحه و توسط انتشارات نیستان به چاپ رسید. او در این کتاب ماجرای عاشقانه خورشید و خسرو را در سال‌های قبل از انقلاب روایت می‌کند. خسرو، پسر جوان و خوش بر و رویی است که به ماندن در روستا تن نمی‌دهد. برای کار از روستا به شهر مهاجرت می‌کند و سپس خورشید را نیز با خودش به شهر می‌آورد.

رمانی عاشقانه که در حین روایت ماجرایی خواندنی، به بیان برخی اتفاقات سیاسی مربوط به سال‌های ۱۳۳۷ تا ۱۳۴۲ می‌پردازد.
پس از خورشید خواننده را از لابه‌لای نخلستان‌های سبز و زنانی که دستاربه‌سر لب رودخانه ظرف می‌شویند به میهمانی‌هایی که پر است از عطرهای فرانسوی و زن‌های مینی ژوپ پوشی که درباره سیاست حرف می‌زنند، می‌برد.

این کتاب لایه‌ای اجتماعی را می‌شکافد که کمتر از آنها گفته شده. قهرمان داستان ذره‌ذره به نور می‌پیوندد. این دو جوان در پیچ و خم زندگی و آدم‌های شهری درگیر گرفتاری‌های جانکاهی می‌شوند که همین گرفتاری‌ها، هم مایه‌ی عشق و عاشقی است و هم مایه‌ی رنج و محنت و هم مایه‌ی داستان.
لازم به ذکر است ماجرای خورشید با بسته شدن کتاب تمام نمی‌شود و در اثر بعدی خانم امیرزاده با نام «مثل نهنگ نفس تازه می‌کنم» ادامه پیدا می‌کند.

برشی از کتاب:
خورشید هر صبح با شانه چوبی مو‌های بلند و مشکی‌اش را شانه می‌زد. فرقش را از وسط باز و موهایش را با روغنی معطر چرب می‌کرد. بعد هم خاتون موهایش را برایش دو لنگه می‌بافت و پایینشان را به هم می‌بست. خورشید امروز دیرتر از همیشه از خواب بلند شده بود؛ چون از نیمه شب تا سحر که گاوشان زایید در گیر رفت و آمد به طویله بودند. مش غلامحسن هم آمده بود کمکشان. او مرد حاذقی در طبابت انواع حیوانات بود. صدای در کلون مردانه آمد. خورشید به خاتون نگفت که خسرو برگشته است. چه می‌گفت؟ چطور می‌گفت؟ می‌گفت من با لچک باز و تن خیس لب آب آواز می‌خواندم که خسرو از پشت سر جوابم داد؟ نه!! نمی‌شد گفت.

کسی که پشت در بود انگار عجله داشت. خورشید به سرعت دستمال سفیدی که زیر موهای سیاهش پهن کرده بود را جمع کرد و به طرف یکی از اتاق‌ها دوید. خاتون با اِهن و تلپ همیشگی‌اش به طرف در رفت.

-‌ها چیه؟ چه خبره؟ مگه بی‌صاحبه‌ای در و دروازه که یه ریز می‌کوبی؟
قفل چوبی در را که گشود برای چند لحظه سکوت کرد. نمی‌توانست حرفی بزند. به چشم‌های خمار خسرو نگاهی انداخت و دست پیش برد که او را در آغوش بکشد. خسرو خم شد و دست عمه‌اش را بوسید.

– عمه سلام.
– سلام به روی ماهت! میوه دلم! بیا تو، بیا تو مادر. دور قدت بگردم. قربون بوی خوشت که بوی برادرم ازت بلنده. چرا معطل وایساد‌ی؟ دلم برات پر می‌کشید عمه. کجایی تو؟ رسیدن به خیر…

به قلم: زهرا قمی کردی

برچسب ها: ادبیات داستانیانتشارات نیستاناهالی کتابباشگاه ادبی بانوی فرهنگحوزه هنریرمانزهرا قمی کردیکتابکتاب بازکتاب خوبکتابخوانیکتابگردیمعرفی کتابمعصومه امیرزادهنویسندهنویسنده شو
قبلی نقد داستان کوتاه «معمای سود»
بعدی حضور دکتر سمیه فتحی از اعضای فعال بانوی فرهنگ در برنامه چاووش

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

جستجو برای:
دسته‌ها
  • اخبار
  • اخبار و رویدادها
  • بدون دسته بندی
  • پادکست
  • پایگاه نقد
  • چهارشنبه‌های آموزشی
  • حلقه فانتزی
  • داستان
  • داستان اعضا
  • داستانک
  • سه‌شنبه‌های خواندنی
  • کتابها
  • گزارش نشست
  • گفت‌وگو
  • متون کهن
  • مطالب آموزشی
  • معرفی کتاب
  • معرفی نویسنده
  • مقالات
  • ناداستان
  • نقد داستان کوتاه
  • نقد داستان کوچک (قندونقد)
  • نما
  • نویسندگان
  • یادداشت
  • یک لقمه ادبیات

باشگاه ادبی بانوی فرهنگ، به منظور هم افزایی بانوان نویسنده و علاقمندان به نویسندگی توسط چند تن از بانوان نویسنده ی کشور تشکیل شد.

© 1400. قالب طراحی شده توسط بانوی فرهنگ

برای تهیه کتابها از طریق راه های ارتباطی با ما تماس بگیرید. رد کردن

دسته بندی دوره ها
دوره های من
دسته بندی دوره ها

کتاب اعضای کانون

  • 50 دوره
دوره های من
برای مشاهده خریدهای خود باید وارد حساب کاربری خود شوید
Facebook Twitter Youtube Instagram Whatsapp
سبد خرید شما
آخرین اطلاعیه ها
لطفا برای نمایش اطلاعیه ها وارد شوید