جستجو برای:
سبد خرید 0
  • خانه
  • درباره ما
    • اهداف بانوی فرهنگ
    • تاریخچه بانوی فرهنگ
  • اخبار
    • گزارش نشست
    • اخبار و رویدادها
  • یادداشت
  • قفسه کتاب
  • پایگاه نقد
    • نقد داستان کوچک (قندونقد)
    • نقد داستان کوتاه
  • دفتر داستان
    • داستان
    • داستانک
    • ناداستان
  • یک لقمه ادبیات
  • نویسندگان
    • معرفی نویسنده
    • نویسندگان بانوی فرهنگ
  • حلقه فانتزی
  • نگارخانه
    • عکس
    • آوا
    • نما
  • پادکست
  • بسته های آموزشی
  • تماس با ما
ورود
[suncode_otp_login_form]
گذرواژه خود را فراموش کرده اید؟
عضویت
[suncode_otp_registration_form]

داده های شخصی شما برای پشتیبانی از تجربه شما در این وب سایت، برای مدیریت دسترسی به حساب کاربری شما و برای اهداف دیگری که در سیاست حفظ حریم خصوصی ما شرح داده می شود مورد استفاده قرار می گیرد.

0
  • خانه
  • درباره ما
    • اهداف بانوی فرهنگ
    • تاریخچه بانوی فرهنگ
  • اخبار
    • گزارش نشست
    • اخبار و رویدادها
  • یادداشت
  • قفسه کتاب
  • پایگاه نقد
    • نقد داستان کوچک (قندونقد)
    • نقد داستان کوتاه
  • دفتر داستان
    • داستان
    • داستانک
    • ناداستان
  • یک لقمه ادبیات
  • نویسندگان
    • معرفی نویسنده
    • نویسندگان بانوی فرهنگ
  • حلقه فانتزی
  • نگارخانه
    • عکس
    • آوا
    • نما
  • پادکست
  • بسته های آموزشی
  • تماس با ما
ورود
  • خانه
  • درباره ما
    • اهداف بانوی فرهنگ
    • تاریخچه بانوی فرهنگ
  • اخبار
    • گزارش نشست
    • اخبار و رویدادها
  • یادداشت
  • قفسه کتاب
  • پایگاه نقد
    • نقد داستان کوچک (قندونقد)
    • نقد داستان کوتاه
  • دفتر داستان
    • داستان
    • داستانک
    • ناداستان
  • یک لقمه ادبیات
  • نویسندگان
    • معرفی نویسنده
    • نویسندگان بانوی فرهنگ
  • حلقه فانتزی
  • نگارخانه
    • عکس
    • آوا
    • نما
  • پادکست
  • بسته های آموزشی
  • تماس با ما
ورود

وبلاگ

بانوی فرهنگاخبارمقالاتیادداشت“مزار لاله‌ها در اردیبهشت”، همه ما امروز بندرعباسیم

“مزار لاله‌ها در اردیبهشت”، همه ما امروز بندرعباسیم

28 آوریل 2025
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
مقالات، یادداشت

به قلم مهدیه پوراسمعیل

«ششم اردیبهشت ماه سال هزار و چهارصد و چهار»
هنوز خیال‌مان از نوای «حاج‌آقا هارداسان؟» راحت نشده بود که طنین صدها «کجایی» در گوش یک ایران پیچید! اما این‌بار نه با زبان شیرین آذری، بلکه با گویش دلنشین بندری…سی‌ام اردیبهشت سال هزار و چهارصد و سه بود که بالگرد حامل رئیس‌جمهور محبوب‌مان و هیئت همراه‌شان در ارتفاعات ورزقان پیدا نشد. امان از سوختگی‌ها که کار دل‌های غم‌دیده‌مان را ساخته‌اند. هنوز از ترمیم سوختگی‌های قبلی قلب‌های‌مان فارغ نشده‌ایم که باید به تسکین داغ بزرگ دیگری بنشینیم. آن روز هشت نفر از بهترین هم‌وطنان‌مان را از دست دادیم. و حالا نمی‌دانیم در ششمین روز از اردیبهشت سال هزار و چهارصد و چهار، باید سراغ چند نفر از عزیزان‌مان را در حادثه‌ی سهمگین انفجار بندر شهید رجایی‌ بگیریم؟!استاد «هوشنگ ابتهاج» عجیب حرف دلمان را گفته است که: «ارغوان! این چه رازی‌ست که هربار بهار با عزای دل ما می‌آید!که زمین هرسال از خون پرستوها رنگین است.وین چنین بر جگر سوختگان،داغ بر داغ می‌افزاید.»حالا اما، خبری از جناب «سایه» نیست، که تماشاگر بهارهای غمگین‌مان باشد. اما نوای سوزناکش بر دل‌مان جاری می‌شود، بلکه اندک تسکینی بنشاند بر جان خسته‌ی یک ملت. که این نیز بگذرد، اما چه گذشتنی…حال نمی‌دانم… از این پس چند خانواده قرار است به‌جای لذت بردن از عطر بهار و گردش میان لاله‌زارها و خیس شدن زیر نم‌نم باران بهاری، لاله بر مزار عزیزشان خواهند برد؟! خواه فرزند دلبندشان باشد، یا پدری زحمتکش، و یا همسری تازه انس گرفته با یار…خانم امیرزاده شبانگاه ششم اردیبهشت در صفحه‌ی شخصی‌اش نوشته بود: «از ظهر هی زنگ می‌زنم افسانه پیدا شده؟ اما خبری نیست. افسانه کارمند اسکله است. توی همان ساختمون سینا بوده. دعا کنید پیدا بشه. مادرش چشم به راهه.»بی‌خبری آدم را می‌کشد. نه بهتر است بگویم زجرکش می‌کند. اینجاست که دست به‌ دعا می‌برم و برای خانواده‌‌های منتظر صبر جمیل از خدا می‌خوام.ظهر یکشنبه، هفتم اردیبهشت، خانم امیرزاده می‌نویسد: «مادرم می‌گه فردا تشییع افسانه است. من گریه می‌کنم. می‌گه مادر لاحول بزن. یعنی لاحول و لا قوة الا بالله بگو در برابر مصیبت.»به دل غم‌زده‌ی ایشان فکر می‌کنم که حالا کباب شده برای افسانه‌ای که دیگر پیر شدن‌اش را نمی‌بیند. و خبری از حرف‌های‌ صمیمانه‌ای که قرار بود در دوران میانسالی‌شان بزنند و پای خاطرات‌شان غش‌غش بخندند، دیگر نیست و جای خالی‌اش به این راحتی پر نمی‌شود. قبل‌ترها اردیبهشت را خیلی دوست می‌داشتم. سرشار از انرژی بودم. انگار خودم هم با لاله‌ها جان می‌گرفتم و پای ماندن در زمین نداشتم. اما از این پس، اردیبهشت همان‌قدر برایم خاص خواهد بود؟! خدا می‌داند…
برچسب ها: باشگاه ادبی بانوی فرهنگبندرعباسحوزه هنریدل‌نوشتهمهدیه پوراسمعیلیادداشت ادبی
قبلی سفر قهرمان در هابیت
بعدی معرفی کتاب "عربیکا"، نوشته وحید یامین‌پور، ویژه نمایشگاه کتاب

1 دیدگاه

به گفتگوی ما بپیوندید و دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.

  • محبوبه آقاجانی گفت:
    7 می 2025 در 08:20

    😔❤️‍🩹

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

جستجو برای:
دسته‌ها
  • اخبار
  • اخبار و رویدادها
  • بدون دسته بندی
  • پادکست
  • پایگاه نقد
  • چهارشنبه‌های آموزشی
  • حلقه فانتزی
  • داستان
  • داستان اعضا
  • داستانک
  • سه‌شنبه‌های خواندنی
  • کتابها
  • گزارش نشست
  • گفت‌وگو
  • متون کهن
  • مطالب آموزشی
  • معرفی کتاب
  • معرفی نویسنده
  • مقالات
  • ناداستان
  • نقد داستان کوتاه
  • نقد داستان کوچک (قندونقد)
  • نما
  • نویسندگان
  • یادداشت
  • یک لقمه ادبیات

باشگاه ادبی بانوی فرهنگ، به منظور هم افزایی بانوان نویسنده و علاقمندان به نویسندگی توسط چند تن از بانوان نویسنده ی کشور تشکیل شد.

© 1400. قالب طراحی شده توسط بانوی فرهنگ

برای تهیه کتابها از طریق راه های ارتباطی با ما تماس بگیرید. رد کردن

دسته بندی دوره ها
دوره های من
دسته بندی دوره ها

کتاب اعضای کانون

  • 50 دوره
دوره های من
برای مشاهده خریدهای خود باید وارد حساب کاربری خود شوید
Facebook Twitter Youtube Instagram Whatsapp
سبد خرید شما
آخرین اطلاعیه ها
لطفا برای نمایش اطلاعیه ها وارد شوید