جستجو برای:
سبد خرید 0
  • خانه
  • درباره ما
    • اهداف بانوی فرهنگ
    • تاریخچه بانوی فرهنگ
  • اخبار
    • گزارش نشست
    • اخبار و رویدادها
  • یادداشت
  • قفسه کتاب
  • پایگاه نقد
    • نقد داستان کوچک (قندونقد)
    • نقد داستان کوتاه
  • دفتر داستان
    • داستان
    • داستانک
    • ناداستان
  • یک لقمه ادبیات
  • نویسندگان
    • معرفی نویسنده
    • نویسندگان بانوی فرهنگ
  • حلقه فانتزی
  • نگارخانه
    • عکس
    • آوا
    • نما
  • پادکست
  • بسته های آموزشی
  • تماس با ما
ورود
[suncode_otp_login_form]
گذرواژه خود را فراموش کرده اید؟
عضویت
[suncode_otp_registration_form]

داده های شخصی شما برای پشتیبانی از تجربه شما در این وب سایت، برای مدیریت دسترسی به حساب کاربری شما و برای اهداف دیگری که در سیاست حفظ حریم خصوصی ما شرح داده می شود مورد استفاده قرار می گیرد.

0
  • خانه
  • درباره ما
    • اهداف بانوی فرهنگ
    • تاریخچه بانوی فرهنگ
  • اخبار
    • گزارش نشست
    • اخبار و رویدادها
  • یادداشت
  • قفسه کتاب
  • پایگاه نقد
    • نقد داستان کوچک (قندونقد)
    • نقد داستان کوتاه
  • دفتر داستان
    • داستان
    • داستانک
    • ناداستان
  • یک لقمه ادبیات
  • نویسندگان
    • معرفی نویسنده
    • نویسندگان بانوی فرهنگ
  • حلقه فانتزی
  • نگارخانه
    • عکس
    • آوا
    • نما
  • پادکست
  • بسته های آموزشی
  • تماس با ما
ورود
  • خانه
  • درباره ما
    • اهداف بانوی فرهنگ
    • تاریخچه بانوی فرهنگ
  • اخبار
    • گزارش نشست
    • اخبار و رویدادها
  • یادداشت
  • قفسه کتاب
  • پایگاه نقد
    • نقد داستان کوچک (قندونقد)
    • نقد داستان کوتاه
  • دفتر داستان
    • داستان
    • داستانک
    • ناداستان
  • یک لقمه ادبیات
  • نویسندگان
    • معرفی نویسنده
    • نویسندگان بانوی فرهنگ
  • حلقه فانتزی
  • نگارخانه
    • عکس
    • آوا
    • نما
  • پادکست
  • بسته های آموزشی
  • تماس با ما
ورود

وبلاگ

بانوی فرهنگاخبارمعرفی کتاب«ابن مشغله‌های امروز، نادر ابراهیمی‌های فردا خواهند شد، اگر…»

«ابن مشغله‌های امروز، نادر ابراهیمی‌های فردا خواهند شد، اگر…»

24 آگوست 2025
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
معرفی کتاب

به قلم مهدیه پوراسمعیل

کفش‌های روی جلد کتاب، راست می‌گویند. با این همه دوندگی‌ای که ابن‌مشغله داشته، باید هم دهان به آسمان باز کنند. شمار مشغله‌هایی که مشغول‌شان بوده، از شماره خارج است. اما درس‌هایی که به خواننده می‌دهد را شاید بتوان شمرد. و شاید هر روز باید برای خودمان بشماریم‌شان…ابن‌مشغله بی‌استعداد نبود، پشتکار زیادی هم داشت. مسئولیت‌پذیری‌ هم درونش غوغا می‌کرد. انگیزه‌ی کافی هم داشت. اما چه شده بود که هر دم به کاری، و هر گام به ‌راهی می‌کشید؟ ابن‌مشغله بی‌شیله‌پیله بود. زیر بار چندین حساب‌ کاربری داشتن نمی‌رفت. یک دفتر حساب، همیشه روی میزش بود. برای همسر و همکار و مشتری و مامور مالیات، همان را رو می‌کرد. برای همین هم چند ماهی بیشتر، کارش دوام نمی‌یافت. ابن‌مشغله می‌دانست صاف و صادق بودن نقد بازار نبوده و نیست؛ اما شیر پاک خورده بود و نان حلال جویده بود. برای همین است که می‌گوید: «زندگی، مِلكِ وقف است دوست من! تو حق نداری روی آن فساد کنی و به تباهی‌اش بکشی، یا بگذاری که دیگران روی آن فساد کنند.»ابن‌مشغله آدم حسابی هم بود. پروژه را که برمی‌داشت، جوری آن را زمین نمی‌گذاشت، که همکار و مدیر و رئیس همه تن‌رعشه می‌شدند. گمان آن می‌رفت که ابن‌مشغله آمده است تا جای همگی را باهم بگیرد. آن‌وقت امضاها را ردیف می‌کردند مجاور هم، تا هرطور شده، پروژه را از دست ابن‌مشغله بگیرند و به زمین گرم بکوبند و باز هم ابن‌مشغله بماند و کفش‌هایش…
با اینکه کفش‌های ابن‌مشغله، تنه به تنه‌ی کفش‌های میرزا نوروز می‌زند، اما دست از پا نمی‌شناسد برای قدم زدن در جای‌جای وطن‌اش. کوه و دشت و کویر و دریا هم نمی‌شناسد. عرق وطن، او را همه‌جای ایران می‌کشاند. مدت‌ها برای کشورش می‌نویسد. دفتر و كتابفروشى «ایران‌کتاب» راه می‌اندازد. برای تلوزیون، مستند می‌سازد و جایی می‌گوید: «ایران را سخت و بی‌حساب دوست داشتن، محکومیت من است.»
ابن‌مشغله، «زن» را خوب شناخته است. می‌داند جای درست زن در زندگی کجاست. جایی که مرهم درد مرد است و زمینه‌ساز قوام یک خانواده، یک جامعه و یک سرزمین. برای همین است که انصاف به خرج می‌دهد و می‌گوید: «ما بدون زن‌های خوب، مردان کوچکیم.» و دقیق‌تر می‌شود وقتی می‌گوید:«زن، در موقعیت اجتماعی ما، خیلی راحت می‌تواند مردش را به بیراه بکشد، ذلیل کند و زمین بزند، و خیلی راحت می‌تواند سرپا نگه دارد، حمایت کند و نگذارد که بشکند و خم شود.» و همه‌ی مقاومت‌اش را در برابر بیراه‌ها از صدقه‌سری همسرش می‌داند و او را سبب عاقبت‌به‌خیری‌اش می‌خواند.
ابن‌مشغله در نهایت، حال خوب‌اش را در کنار معصوم‌ترین آدم‌ها می‌یابد و «سازمان همگام با کودکان و نوجوانان» را مدیریت می‌کند. از یافتن زبان مشترک با کودکان می‌گوید و تلاش برای عمیق شدن روابط بین پدرها، مادرها و فرزندها. با هدیه دادن کتاب، تا نوشتن برای کودکان، نقاشی کردن و‌ چاپ کتاب تا تحقیق و‌ پژوهش در رفتار کودکان، همه و همه برای ساختن یک رابطه‌ی زنده و پویا میان کودکان و بزرگسال‌ها است. در نهایت، نادر ابراهیمی، در داستان زندگی‌اش به نام «ابن‌مشغله» برای‌مان می‌نویسد: «ابن‌مشغله، دیگر بیکار نمی‌ماند. امروز ابن‌مشغله همه کار می‌کند، همه‌کار. به استثنای آنچه معیارهای نسبتا تثبیت‌شده‌ی اخلاقی، آن‌ها را نادرست می‌نامد.»پس ابن‌مشغله‌های امروز هم، نادر ابراهیمی‌های فردا خواهند شد اگر، کفش‌های آهنین بپوشند و بدانند کجای زندگی ایستاده‌اند. و به کجا باید بروند…
برچسب ها: ابن مشغلهباشگاه ادبی بانوی فرهنگمعرفی کتابمهدیه پوراسمعیل
قبلی تقدیر هیئت داوران جشنواره خاتم از رمان تاریخی «اَفیرا»
بعدی "تنگک صفر، ایستگاه آخر"، به مناسبت بزرگداشت شهید رئیس‌علی دلواری

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

جستجو برای:
دسته‌ها
  • اخبار
  • اخبار و رویدادها
  • بدون دسته بندی
  • پادکست
  • پایگاه نقد
  • چهارشنبه‌های آموزشی
  • حلقه فانتزی
  • داستان
  • داستان اعضا
  • داستانک
  • سه‌شنبه‌های خواندنی
  • کتابها
  • گزارش نشست
  • گفت‌وگو
  • متون کهن
  • مطالب آموزشی
  • معرفی کتاب
  • معرفی نویسنده
  • مقالات
  • ناداستان
  • نقد داستان کوتاه
  • نقد داستان کوچک (قندونقد)
  • نما
  • نویسندگان
  • یادداشت
  • یک لقمه ادبیات

باشگاه ادبی بانوی فرهنگ، به منظور هم افزایی بانوان نویسنده و علاقمندان به نویسندگی توسط چند تن از بانوان نویسنده ی کشور تشکیل شد.

© 1400. قالب طراحی شده توسط بانوی فرهنگ

برای تهیه کتابها از طریق راه های ارتباطی با ما تماس بگیرید. رد کردن

دسته بندی دوره ها
دوره های من
دسته بندی دوره ها

کتاب اعضای کانون

  • 50 دوره
دوره های من
برای مشاهده خریدهای خود باید وارد حساب کاربری خود شوید
Facebook Twitter Youtube Instagram Whatsapp
سبد خرید شما
آخرین اطلاعیه ها
لطفا برای نمایش اطلاعیه ها وارد شوید