نقد داستان کوتاه «شیرین مثل قند»
داستان کوتاه «شیرین مثل قند»
به قلم معصومه ربیعی
مامان دست به سینه نشسته روی صندلی و به میز جلوی صندلی خیره شده.هر چند دقیقه یک بار سرش را تکان می دهد وآهی از دهانش بیرون می دهد.بعد زیر لب چیزها...
28 ژانویه 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
بخش اول سخنان دکتر سنگری در آیین اختتامیه سومین سوگواره عاشورایی داستان ده
بخش اول سخنان دکتر محمدرضا سنگری
نویسنده، منتقد پژوهشگر و داور بخش نهایی داستانک نویسی در آیین اختتامیه سومین سوگواره عاشورایی داستان ده
[video width="960" height="540" mp4="https://www.banooyefar...
23 ژانویه 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
نقد داستان کوتاه «برای یک دلِ تنگ»
داستان کوتاه «برای یک دلِ تنگ»
به قلم «مریم صفدری»
هفت صبح مرتضی را بدرقه کرده بود و الان تازه سهی بعدازظهر بود. فقط هشت ساعت گذشته بود و چقدر سخت! سه ماه پیشرو را چطور باید میگذراند؟! فاطمه ا...
20 ژانویه 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
نقد داستان کوتاه «کله گرگی»
داستان کوتاه «کله گرگی»
به قلم آسیه نیک صفات
در چوبی خانه باز نمی شد، همه جا را گل و شل گرفته بود. باران و باد یکریز از دیشب تا صبح قیامت به پا کرده بود .وسایل را نزدیک در روی زمین گذاشت و دو دستی د...
20 ژانویه 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
«نخ نامرئی»
«نخ نامرئی»
به قلم سمیه شاکریان صداقت
احمد خوابید. آرام از کنارش بلند شدم و سررسیدم را از کتابخانه برداشتم.فردا شب اولین باری بود که میخواستم بدون احمد و علی و خارج از خانه بخوابم،توی بیمارستان...
18 ژانویه 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
نقد داستان کوتاه «ارسلان»
داستان کوتاه«ارسلان»
به قلم محیا عبدلی
صدای زندانبان بلند شد:
- ارسلان آزاده!
هیبتش تو چشم همه بود. وقتی بلند شد همه بلند شدند، برگشت طرف حیدر و دستش را دراز کرد،
حیدرسرش پایین بود، دستان ارسل...
15 ژانویه 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
گزارش تصویری نشست «رجزخوانی قدس با داستانهای رعد آسا»
نشست «رجزخوانی قدس با داستانهای رعد آسا» با هدف تحلیل و بررسی داستانکهای اعضای باشگاه ادبی بانوی فرهنگ برگزار شد.
در این نشست که به میزبانی کارگروه داستان کوچک تشکیل شد، دکتر احسان عباسلو به نقد...
13 ژانویه 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
نقد داستان کوتاه «حتی بازی!»
داستان کوتاه «حتی بازی!»
به قلم هدی وثوق
زن راست ایستاد. دست لاغرش را برای کسی آنطرف شمشادها بلند کرد و فریاد زد «من اینجام.» بعد، دوباره روی تاب نشست و شروع کرد به تاب خوردن. تند و تند تاب خور...
13 ژانویه 2024
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ