جستجو برای:
سبد خرید 0
  • خانه
  • درباره ما
    • اهداف بانوی فرهنگ
    • تاریخچه بانوی فرهنگ
  • اخبار
    • گزارش نشست
    • اخبار و رویدادها
  • یادداشت
  • قفسه کتاب
  • پایگاه نقد
    • نقد داستان کوچک (قندونقد)
    • نقد داستان کوتاه
  • دفتر داستان
    • داستان
    • داستانک
    • ناداستان
  • یک لقمه ادبیات
  • نویسندگان
    • معرفی نویسنده
    • نویسندگان بانوی فرهنگ
  • حلقه فانتزی
  • نگارخانه
    • عکس
    • آوا
    • نما
  • پادکست
  • بسته های آموزشی
  • تماس با ما
ورود
[suncode_otp_login_form]
گذرواژه خود را فراموش کرده اید؟
عضویت
[suncode_otp_registration_form]

داده های شخصی شما برای پشتیبانی از تجربه شما در این وب سایت، برای مدیریت دسترسی به حساب کاربری شما و برای اهداف دیگری که در سیاست حفظ حریم خصوصی ما شرح داده می شود مورد استفاده قرار می گیرد.

0
  • خانه
  • درباره ما
    • اهداف بانوی فرهنگ
    • تاریخچه بانوی فرهنگ
  • اخبار
    • گزارش نشست
    • اخبار و رویدادها
  • یادداشت
  • قفسه کتاب
  • پایگاه نقد
    • نقد داستان کوچک (قندونقد)
    • نقد داستان کوتاه
  • دفتر داستان
    • داستان
    • داستانک
    • ناداستان
  • یک لقمه ادبیات
  • نویسندگان
    • معرفی نویسنده
    • نویسندگان بانوی فرهنگ
  • حلقه فانتزی
  • نگارخانه
    • عکس
    • آوا
    • نما
  • پادکست
  • بسته های آموزشی
  • تماس با ما
ورود
  • خانه
  • درباره ما
    • اهداف بانوی فرهنگ
    • تاریخچه بانوی فرهنگ
  • اخبار
    • گزارش نشست
    • اخبار و رویدادها
  • یادداشت
  • قفسه کتاب
  • پایگاه نقد
    • نقد داستان کوچک (قندونقد)
    • نقد داستان کوتاه
  • دفتر داستان
    • داستان
    • داستانک
    • ناداستان
  • یک لقمه ادبیات
  • نویسندگان
    • معرفی نویسنده
    • نویسندگان بانوی فرهنگ
  • حلقه فانتزی
  • نگارخانه
    • عکس
    • آوا
    • نما
  • پادکست
  • بسته های آموزشی
  • تماس با ما
ورود

وبلاگ

بانوی فرهنگاخباریک لقمه ادبیات«آن جرقه جادویی»، نکات کلیدی درباره ایده‌یابی

«آن جرقه جادویی»، نکات کلیدی درباره ایده‌یابی

8 فوریه 2026
ارسال شده توسط banooadmin
یک لقمه ادبیات

به قلم مهدیه پوراسمعیل

نشسته‌ای پشت میز عسلی. ورق‌های نازک کتابی از زیر انگشتانت می‌گذرند. صدایی به گوش‌ات می‌رسد. خودت را می‌رسانی جلوی پنجره. ماجرایی دیگر از پیچیدگی زندگی انسان‌، مقابل چشم‌ات به اتفاق می‌رسد. حالا نگاه توست که انتخاب می‌کند. باید عبور کرد؟ یا داستانی دیگر به دنیای پر رمز و راز قصه‌ها پیوند بخورد؟!کارگروه داستان باشگاه ادبی بانوی فرهنگ، سال‌هاست که ذهن پویای نویسندگان داستانی را به چند و چونِ ساختن داستان‌هایی ماندگار فراخوانده است. ما به مربی‌گری «استاد مریم دوست‌محمدیان» گرد هم جمع آمده‌ایم تا از کنار این ماجراها به سادگی عبور نکنیم.در این نوشتار، برايتان از اولین مرحله‌ی ورود به جهان نویسندگیِ داستانی می‌گوییم. مرحله ‌ای که در آن بذر داستان‌مان را می‌کاریم. ایده همان بذر داستان است که مهم‌ترین بخش نگارش است. داستان از یک جوانه شروع می‌شود، و بعد با تجربه درمی‌آمیزد و برای آفریدن داستانی‌ ناب، مهیا می‌شود. «نادر ابراهیمی» می‌گوید: «جرقه، حاصل یک اتصال برق‌آسا میان عملکردهای ذهن است و موضوعی که در بیرون ذهن جاری است.» جرقه را باید دریافت. فکر اولیه‌ای که از محیط، تجربه‌ی زیسته، دیده‌ها و شنیده‌هایمان شروع به شکل‌گیری می‌کند. اگر آن را دریابیم، تبدیل به اثری ماندگار می‌شود. و اگر غافل شویم تباه می‌شود. ایده در ابتدا باید برای خود نویسنده جذاب باشد تا سخنی از دل برآید و بر دل خواننده‌ای بنشیند. نویسنده محدود به شرایط نیست. در هر وضعیتی، ایده‌ی اولیه را در می‌یابد و کلمه‌ها را برای ساختن بنایی داستانی کنار هم می‌چیند. او با ایده‌ها کلنجار می‌رود. گاهی دست‌نخورده به عرصه‌ی داستان می‌کشاند. گاه زیر و رو می‌کند تا به ذوق و سلیقه‌ی مخاطب نزدیک‌اش کند. جهان، هنوز منتظر است. در انتظار ایده‌های بکر و خلاقانه‌تری است که نویسنده توان پردازش آن را دارد. «در بند آن مباش که مضمون نمانده است/یک عمر می‌توان سخن از زلف یار گفت»«صائب تبریزی»
بسیار اتفاق می‌افتد که از جهان اطراف‌مان الهام بگیریم. لحظه‌ی الهام، بهترین لحظه‌ی یک هنرمند است. نویسنده وظیفه دارد دائما به دنبال ایده‌های جدید باشد. با ولع تمام‌نشدنی‌ای جمع‌آوری‌شان کند. در شرایطی مناسب آن‌ها را تنظیم و ترتیب کند. و در زمانی درست به مرحله‌ی پردازش برساند. یکی از راه‌های دریافت ایده‌های ناب، مشاهده‌گری درست است. نویسنده دائم باید با انسان‌ها در ارتباط باشد. گاه در سفری، گاه در قدم‌زدنی و گاه در کنار قفسه‌های فروشگاهی، ایده‌اش را می‌یابد. گاهی هم باید درون خودش سیر کند و خیالات خودش را بکاود تا از صندقچه‌ی حواس پنجگانه‌اش ایده‌ای بیرون بکشد. نویسنده نباید هرگز برای رساندن ایده به مرحله‌ی پیرنگ‌سازی شتاب کند. باید به دنبال راهی برای بکر و نو بودن طرح داستانی‌اش پیدا کند. گاه برای جذاب‌تر شدن ایده، باید موقعیت‌های متفاوتی برایش خلق کند. موقعیتی که تا به‌حال اتفاق نیفتاده است و حالا ذهن پویای یک نویسنده‌ی خلاق دست به خلق آن زده است. از طرفی هم نباید ایده را آنقدر کهنه کنیم که ارزش خودش را از دست بدهد. «ایده» یا «انگاره» را باید با جان و دل پذیرفت، اما نباید سفت و سخت به آن پایبند بود. باید قبول کرد که در فرایند نوشتن امکان دارد کاملا دگرگون شود و ایده‌ی اولیه‌مان به‌عنوان ایده‌ی ناظر تا پایان نگارش، همراه‌مان بماند. در نهایت، نویسنده برای شروع داستان باید بهانه‌ای داشته باشد. باید توجیه قابل ارائه‌ای داشته باشد که مخاطب را پای داستان خودش بنشاند. بهانه‌های خودتان را بیابید…

برچسب ها: ایده اولیه داستانباشگاه ادبی بانوی فرهنگداستان نویسیمطالب آموزشیمهدیه پوراسمعیل
قبلی انواع نوشتار
بعدی ادبیات کودک‎‌محور، قسمت سوم

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

جستجو برای:
دسته‌ها
  • اخبار
  • اخبار و رویدادها
  • بدون دسته بندی
  • پادکست
  • پایگاه نقد
  • چهارشنبه‌های آموزشی
  • حلقه فانتزی
  • داستان
  • داستان اعضا
  • داستانک
  • سه‌شنبه‌های خواندنی
  • کتابها
  • گزارش نشست
  • گفت‌وگو
  • متون کهن
  • مطالب آموزشی
  • معرفی کتاب
  • معرفی نویسنده
  • مقالات
  • ناداستان
  • نقد داستان کوتاه
  • نقد داستان کوچک (قندونقد)
  • نما
  • نویسندگان
  • یادداشت
  • یک لقمه ادبیات

باشگاه ادبی بانوی فرهنگ، به منظور هم افزایی بانوان نویسنده و علاقمندان به نویسندگی توسط چند تن از بانوان نویسنده ی کشور تشکیل شد.

© 1400. قالب طراحی شده توسط بانوی فرهنگ

برای تهیه کتابها از طریق راه های ارتباطی با ما تماس بگیرید. رد کردن

دسته بندی دوره ها
دوره های من
دسته بندی دوره ها

کتاب اعضای کانون

  • 50 دوره
دوره های من
برای مشاهده خریدهای خود باید وارد حساب کاربری خود شوید
Facebook Twitter Youtube Instagram Whatsapp
سبد خرید شما
آخرین اطلاعیه ها
لطفا برای نمایش اطلاعیه ها وارد شوید