جستجو برای:
سبد خرید 0
  • خانه
  • درباره ما
    • اهداف بانوی فرهنگ
    • تاریخچه بانوی فرهنگ
  • اخبار
    • گزارش نشست
    • اخبار و رویدادها
  • یادداشت
  • قفسه کتاب
  • پایگاه نقد
    • نقد داستان کوچک (قندونقد)
    • نقد داستان کوتاه
  • دفتر داستان
    • داستان
    • داستانک
    • ناداستان
  • یک لقمه ادبیات
  • نویسندگان
    • معرفی نویسنده
    • نویسندگان بانوی فرهنگ
  • حلقه فانتزی
  • نگارخانه
    • عکس
    • آوا
    • نما
  • پادکست
  • بسته های آموزشی
  • تماس با ما
ورود
[suncode_otp_login_form]
گذرواژه خود را فراموش کرده اید؟
عضویت
[suncode_otp_registration_form]

داده های شخصی شما برای پشتیبانی از تجربه شما در این وب سایت، برای مدیریت دسترسی به حساب کاربری شما و برای اهداف دیگری که در سیاست حفظ حریم خصوصی ما شرح داده می شود مورد استفاده قرار می گیرد.

0
  • خانه
  • درباره ما
    • اهداف بانوی فرهنگ
    • تاریخچه بانوی فرهنگ
  • اخبار
    • گزارش نشست
    • اخبار و رویدادها
  • یادداشت
  • قفسه کتاب
  • پایگاه نقد
    • نقد داستان کوچک (قندونقد)
    • نقد داستان کوتاه
  • دفتر داستان
    • داستان
    • داستانک
    • ناداستان
  • یک لقمه ادبیات
  • نویسندگان
    • معرفی نویسنده
    • نویسندگان بانوی فرهنگ
  • حلقه فانتزی
  • نگارخانه
    • عکس
    • آوا
    • نما
  • پادکست
  • بسته های آموزشی
  • تماس با ما
ورود
  • خانه
  • درباره ما
    • اهداف بانوی فرهنگ
    • تاریخچه بانوی فرهنگ
  • اخبار
    • گزارش نشست
    • اخبار و رویدادها
  • یادداشت
  • قفسه کتاب
  • پایگاه نقد
    • نقد داستان کوچک (قندونقد)
    • نقد داستان کوتاه
  • دفتر داستان
    • داستان
    • داستانک
    • ناداستان
  • یک لقمه ادبیات
  • نویسندگان
    • معرفی نویسنده
    • نویسندگان بانوی فرهنگ
  • حلقه فانتزی
  • نگارخانه
    • عکس
    • آوا
    • نما
  • پادکست
  • بسته های آموزشی
  • تماس با ما
ورود

وبلاگ

بانوی فرهنگاخبارناداستانروایت‌های زنانه از قلب ایران: “بچه آبادان”

روایت‌های زنانه از قلب ایران: “بچه آبادان”

20 جولای 2025
ارسال شده توسط بانوی فرهنگ
ناداستان

به قلم محیا عبدلی

📝تک‌نگاری‌هایی به قلم زنان ایرانی از روزهای دفاع مقدس ملت ایران در برابر رژیم صهیونی در خرداد و تیر ۱۴۰۴

فکر نمی‌کردم همکاری کند. اما بی‌صدا نشسته بود و آقای سلمانی پشت‌سرهم موهای لخت نازکش را قیچی می‌زد. پرسید: فقط کوتاه کنم؟ هنوز جنگ بود و می‌خواستم تا تاریک نشده برگردیم خانه. گفتم: «الان دیگه وقت مدل نیست فقط می‌خوام کوتاه بشه جلوی چشمش رو نگیره.» بین آن‌همه مغازه‌ی بسته، تعجب کرده بودم از باز بودن یک سلمانی؛ خوشحال هم شده بودم ضمناٌ. گفتم:‌ «شما چرا نرفتید یه وری؟»خندید و قیچی دیگری زد.ـکجا برم؟ اینجا محل کسبمه چند دقیقه بعد نفس عمیقی کشید و گفت: «من بچه آبادانم، زمان جنگ شش سالم بود که به شهرمون حمله شد. ما کمی وسیله برداشتیم و از شهر رفتیم. ولی مادرم می‌گفت بعضی‌ها مونده بودند تا از شهرشون محفاظت کنند. فکر کنم اگه به سن الانم بودم، منم می‌موندم. آدم که شهرش‌و رها نمی کنه.»بعد هم سر پسرک را توی آینه این طرف و آن طرف کرد و پرسید:‌ «خوب شد؟»گفتم:‌«آره؛ خوب شد که موندید.»

 

برچسب ها: باشگاه ادبی بانوی فرهنگجستارحوزه هنریروایت جنگمحیا عبدلیناداستان
قبلی روایت‌های زنانه از قلب ایران: "مأموریت خانم عسکری"
بعدی روایت‌های زنانه از قلب ایران: "هم‌دستی خورشید و اسرائیل"

1 دیدگاه

اولین کسی باشید که در مورد این مطلب اظهار نظر می کند.

  • سمانه اعتمادی جم گفت:
    20 جولای 2025 در 23:26

    بسیار زیبا

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

جستجو برای:
دسته‌ها
  • اخبار
  • اخبار و رویدادها
  • بدون دسته بندی
  • پادکست
  • پایگاه نقد
  • چهارشنبه‌های آموزشی
  • حلقه فانتزی
  • داستان
  • داستان اعضا
  • داستانک
  • سه‌شنبه‌های خواندنی
  • کتابها
  • گزارش نشست
  • گفت‌وگو
  • متون کهن
  • مطالب آموزشی
  • معرفی کتاب
  • معرفی نویسنده
  • مقالات
  • ناداستان
  • نقد داستان کوتاه
  • نقد داستان کوچک (قندونقد)
  • نما
  • نویسندگان
  • یادداشت
  • یک لقمه ادبیات

باشگاه ادبی بانوی فرهنگ، به منظور هم افزایی بانوان نویسنده و علاقمندان به نویسندگی توسط چند تن از بانوان نویسنده ی کشور تشکیل شد.

© 1400. قالب طراحی شده توسط بانوی فرهنگ

برای تهیه کتابها از طریق راه های ارتباطی با ما تماس بگیرید. رد کردن

دسته بندی دوره ها
دوره های من
دسته بندی دوره ها

کتاب اعضای کانون

  • 50 دوره
دوره های من
برای مشاهده خریدهای خود باید وارد حساب کاربری خود شوید
Facebook Twitter Youtube Instagram Whatsapp
سبد خرید شما
آخرین اطلاعیه ها
لطفا برای نمایش اطلاعیه ها وارد شوید