جستجو برای:
سبد خرید 0

وبلاگ

الهام اشرفی

الهام اشرفی، کارشناس زبان و ادبیات فارسی، نویسنده، ویراستار، فعال حوزۀ کتاب، یادداشت¬نویس و منتقد درمورد کتاب¬ها در جراید (ضمیمۀ «قفسه»، روزنامۀ «ایران»، نشریۀ کتاب شیرازه، انشا و نویسندگی)
اثر تألیفی: «باخه یعنی لاک¬پشت»، انتشارات کتاب نیستان

داستان‌ها و نقدهای الهام اشرفی

نقد داستان کوتاه “وقتی که مادر باشی”

به قلم اکرم جعفرآبادی من را ببخش خاله بلقیس‌جان. از من چیزی به دل نداشته باش. به همین شهیدت که کنارش خوابیده‌ای قسم، من هیچ‌کاره بودم. آن موقع‌ها نگاهم فقط به دهان بابای خدا بیامرزم بود. فرض که هزار ...
ادامه مطلب »

نقد داستان”دست‌های سبز پدر”

به قلم ریحانه ایزدی هر ده دقیقه، یک ربع یکبار، خشکش می‌زد. نفسش را حبس می‌کرد. چشمانش را می‌بست.  بعد انگار که همه چیز به روال عادی برگشته باشد، نخ را می‌پیچاند دور انگشتش و ادامه می‌داد به بافتن. ...
ادامه مطلب »

نقد داستان کوتاهی “بی نام”

به قلم ریحانه ایزدی کسی در می‌ز‌د. پاورچین پشت در رفتم. دوست نداشتم کسی بفهمد خانه‌ام تا مزاحمم شود. گوشم را به در چسباندم. علی بود. حسم می‌گفت . از وقتی که موتورش را در محوطه پارک کرد ناخودآگاه گوشم...
ادامه مطلب »

نقد داستان کوتاه “نامیرون ها”

داستان کوتاه "نامیرون‌ها" به قلم خدیجه آقائی ایساک تمام صد و هفتاد و دوروز گذشته با این فکرناراحت کننده از خواب پریده بود: من آرون را به این مهلکه لعنتی آوردم.روز به روز عصبانیت در وجودش ریشه دارتر م...
ادامه مطلب »

نقد داستان کوتاه «سید مجرب»

داستان کوتاه «سید مجرب» به قلم سمیه شاکریان دلم نمی‌آمد نوزادم شیر کسی را بخورد یا شیر خشک توی حلقش بریزم. با قاشق چای خوری، آب قند می‌ریختم توی دهانش و با نوک انگشتهایم اشکهایی را که از کنار چش...
ادامه مطلب »

داستان کوتاه «چند قدم مانده به وصل»

داستان کوتاه «چند قدم مانده به وصل» به قلم «فریده پهلوانی» کارگر در خلوت به عبادت نشست. شب‌های اول خدا را صدا کرد و تمنای وصل گوهرشاد بیگم در دل داشت.» پاهایم بی‎طاقت شده‎اند؛ چیزی به افتادنم ن...
ادامه مطلب »
سبد خرید شما
آخرین اطلاعیه ها
لطفا برای نمایش اطلاعیه ها وارد شوید