نقد کتاب «اسب چوبی»، نوشته مجید راستی
به قلم سمیرا مهرآور
نقد کتاب “اسب چوبی”
کتاب “اسب چوبی” نوشتهی آقای مجید راستی از نویسندگان پیشکسوت و محبوب کودک است. ایشان آثار زیادی در حیطهی کودک دارند که با سادگی، دنیایی خیالانگیز و خلاقانه را برای کودکان خلق کردهاند.
این داستان مربوط به واقعهی مذهبی- تاریخی نمازعید فطر امام رضا(ع) در زمان خلافت مأمون است. مأمون از امام رضا(ع) خواست تا نماز عید فطر را بخواند و میخواست اینگونه از امام رضا(ع) به عنوان تأییدی برای خلافتش استفاده کند. ولی زمانی که شوق و همراهی مردم با ایشان را دید و همچنین نحوهی رفتن ایشان به سمت جایگاه نماز که در عین سادگی مانند پیامبر(ص) و پیشینیانشان بود و خلاف نحوهی برگزاری نماز توسط مأمون، از نمازخواندن ایشان ممانعت کرد.
دامون پسربچهای است که با اسبچوبیاش به همراه پدر و مادرش میخواهد در نماز عید شرکت کند و در این میان، واقعه از زبان اسبچوبی او به صورتی ساده و روان برای کودک بیان میشود.
نقد عناصر داستانی
1)پیرنگ و خط داستانی
داستان از زبان یک تکّه چوب که در نقش اسبِ کودکی به نام دامون است، روایت میشود.
پیرنگ ساده و خطی است و مناسب کودک، ولی داستان تعلیق زیادی ندارد.
فضا بهگونهای چیده شده که دامون سؤالهایش را از یک نفر نمیپرسد و اینگونه شخصیتهای بیشتری وارد داستان شده است.
2)شخصیتپردازی
شخصیت اصلی یک اسب چوبی است که به عنوان اسباببازی دامون است و در جایی از داستان به عصا تبدیل میشود.
رفتارها و صحبتهای امام رضا(ع) دقیق بیان شده است.
3)زاویه دید
زاویه دید داستان درونی و اولشخص یا منِ راوی است که داستان را صمیمی و مخاطب را به داستان نزدیک میکند. گرچه به نظر میرسد کودک با داستانهایی که از زاویه دید سومشخص هستند بهتر میتواند ارتباط برقرار کند.
در میانههای صفحهی 16 به نظر میرسد نوع روایت متفاوت شده و این موضوع تا میانهی صفحهی بعد ادامه پیدا کرده است.
4)زبان و بیان
زبان ساده و روان و جملهها کوتاه است.
مثل:” آن روز، روز عید بود.”
“از لای در بیرون رفت.”
“آقای قدبلندی را توی جمعیت دید.”
از کلمهها و واژههای قابل فهم برای کودک استفاد شده است. مانند:” کوچههای باریک و پهن مثل رود شدند. مثل رودخانه شدند.”
ولی این جمله ” میترسم مردم از شما برگردند.” که در صفحه 19 آمده است برای کودک قابل فهم نیست.
5)فضا و جهان داستان
جهان داستان واقعی و تاریخی است ولی برای انتقال یک واقعیت تاریخی از عنصر فانتزی کمک گرفته شده است.
6)مخاطبشناسی
به نظر میرسد داستان از نظر محتوایی مناسب سن “ب” و بالاتر است ولی شخصیتپردازی اسبچوبی و دامون بیشتر مناسب سن “الف” میباشد. اگر شخصیتپردازی مناسب سن بالاتر بود برخی نکتههای داستان میتوانست به شکل دیگری بیان شود.
نقد تاریخی داستان
1)در داستان تاریخیِ “اسب چوبی”، زاویه دید اولشخص از زبان تکّه چوبی که نقش اسب دامون را دارد به کودک کمک میکند تا گذشته را لمس کند و آن را زنده و نزدیک ببیند، نه صرفاً خشک و کتابی.
2)شخصیت اصلی تکّه چوبی است که اسب کودک شده و به عنوان یک شاهد فرعی و بیجان از آن استفاده شده است.
3) نویسنده از یک شیئ معنادار برای انتقال این واقعه بهره برده است.
4)برای نقل واقعه از منبع موثقی استفاده شده است.
5)در این داستان عناصر فضاسازی تاریخی تا حدی رعایت شده و جهان داستان را برای کودک کمی قابل لمس کرده است. مثل سادهبودن تصویر و نشاندادن نوع لباسهای آن دوره و محیط در تصویرسازی و حتی در بعضی جملهها. و یا استفاده از حس شنوایی زمانی که از تکبیرگفتن امام و مردم سخن به میان آمده و یا بیان شیرینی خرما.
6)نام داستان تاریخی باید به گونهای انتخاب شود که بتواند حال و هوای داستان را نشان دهد و مسیر ذهنی مخاطب را برای ورود به فضای تاریخی آماده کند، در عین حال غیرمستقیم و جذاب هم باشد. نام “اسب چوبی” در عین جذاببودن برای کودک، به نظر میرسد اشارهای به واقعهی تاریخی داستان ندارد.
دیدگاهتان را بنویسید